خدمات تلفن همراه تبیان

منوهای محتوای تبیان - ديوان غزليات شمس

  
  • آ
    • شاد آمدی ای مه رو ای شادی جان شاد آ
    • تا چند تو پس روی به پیش آ
    • آمد بهار جان ها ای شاخ تر به رقص آ
    • ای در ما را زده شمع سرایی درآ
  • ا
    • ای رستخیز ناگهان وی رحمت بی منتها
    • ای طایران قدس را عشقت فزوده بال ها
    • ای دل چه اندیشیده ای در عذر آن تقصیرها
    • ای یوسف خوش نام ما خوش می روی بر بام ما
    • آن شکل بین وان شیوه بین وان قد و خد و دست و پا
    • بگریز ای میر اجل از ننگ ما از ننگ ما
    • بنشسته ام من بر درت تا بوک برجوشد وفا
    • جز وی چه باشد کز اجل اندررباید کل ما
    • من از کجا پند از کجا باده بگردان ساقیا
    • مهمان شاهم هر شبی بر خوان احسان و وفا
    • ای طوطی عیسی نفس وی بلبل شیرین نوا
    • ای نوبهار عاشقان داری خبر از یار ما
    • ای باد بی آرام ما با گل بگو پیغام ما
    • ای عاشقان ای عاشقان امروز ماییم و شما
    • ای نوش کرده نیش را بی خویش کن باخویش را
    • ای یوسف آخر سوی این یعقوب نابینا بیا
    • آمد ندا از آسمان جان را که بازآ الصلا
    • ای یوسف خوش نام ما خوش می روی بر بام ما
    • امروز دیدم یار را آن رونق هر کار را
    • چندانک خواهی جنگ کن یا گرم کن تهدید را
    • جرمی ندارم بیش از این کز دل هوا دارم تو را
    • چندان بنالم ناله ها چندان برآرم رنگ ها
    • چون خون نخسپد خسروا چشمم کجا خسپد مها
    • چون نالد این مسکین که تا رحم آید آن دلدار را
    • من دی نگفتم مر تو را کای بی نظیر خوش لقا
    • هر لحظه وحی آسمان آید به سر جان ها
    • آن خواجه را در کوی ما در گل فرورفتست پا
    • ای شاه جسم و جان ما خندان کن دندان ما
    • ای از ورای پرده ها تاب تو تابستان ما
    • ای فصل باباران ما برریز بر یاران ما
    • بادا مبارک در جهان سور و عروسی های ما
    • می ده گزافه ساقیا تا کم شود خوف و رجا
    • ای عاشقان ای عاشقان آمد گه وصل و لقا
    • ای یار ما دلدار ما ای عالم اسرار ما
    • خواجه بیا خواجه بیا خواجه دگربار بیا
    • یار مرا غار مرا عشق جگرخوار مرا
    • رستم از این نفس و هوا زنده بلا مرده بلا
    • آه که آن صدر سرا می ندهد بار مرا
    • طوق جنون سلسله شد باز مکن سلسله را
    • شمع جهان دوش نبد نور تو در حلقه ما
    • کار تو داری صنما قدر تو باری صنما
    • کاهل و ناداشت بدم کام درآورد مرا
    • در دو جهان لطیف و خوش همچو امیر ما کجا
    • با لب او چه خوش بود گفت و شنید و ماجرا
    • دی بنواخت یار من بنده غم رسیده را
    • ای که تو ماه آسمان ماه کجا و تو کجا
    • ماه درست را ببین کو بشکست خواب ما
    • با تو حیات و زندگی بی تو فنا و مردنا
    • ای بگرفته از وفا گوشه کران چرا چرا
    • گر تو ملولی ای پدر جانب یار من بیا
    • چون همه عشق روی تست جمله رضای نفس ما
    • عشق تو آورد قدح پر ز بلاها
    • از این اقبالگاه خوش مشو یک دم دلا تنها
    • شب قدر است جسم تو کز او یابند دولت ها
    • عطارد مشتری باید متاع آسمانی را
    • مسلمانان مسلمانان چه باید گفت یاری را
    • رسید آن شه رسید آن شه بیارایید ایوان را
    • تو از خواری همی نالی نمی بینی عنایت ها
    • ایا نور رخ موسی مکن اعمی صفورا را
    • هلا ای زهره زهرا بکش آن گوش زهرا را
    • بهار آمد بهار آمد سلام آورد مستان را
    • چه چیزست آنک عکس او حلاوت داد صورت را
    • تو دیدی هیچ عاشق را که سیری بود از این سودا
    • ببین ذرات روحانی که شد تابان از این صحرا
    • تو را ساقی جان گوید برای ننگ و نامی را
    • از آن مایی ای مولا اگر امروز اگر فردا
    • چو شست عشق در جانم شناسا گشت شستش را
    • چه باشد گر نگارینم بگیرد دست من فردا
    • برات آمد برات آمد بنه شمع براتی را
    • اگر نه عشق شمس الدین بدی در روز و شب ما را
    • به خانه خانه می آرد چو بیذق شاه جان ما را
    • آمد بت میخانه تا خانه برد ما را
    • گر زان که نه ای طالب جوینده شوی با ما
    • ای خواجه نمی بینی این روز قیامت را
    • آخر بشنید آن مه آه سحر ما را
    • آب حیوان باید مر روح فزایی را
    • ساقی ز شراب حق پر دار شرابی را
    • ای خواجه نمی بینی این روز قیامت را
    • امروز گزافی ده آن باده نابی را
    • ای ساقی جان پر کن آن ساغر پیشین را
    • معشوقه به سامان شد تا باد چنین بادا
    • ای یار قمرسیما ای مطرب شکرخا
    • چون گل همه تن خندم نه از راه دهان تنها
    • از بهر خدا بنگر در روی چو زر جانا
    • ای گشته ز تو خندان بستان و گل رعنا
    • جانا سر تو یارا مگذار چنین ما را
    • یک پند ز من بشنو خواهی نشوی رسوا
    • ای شاد که ما هستیم اندر غم تو جانا
    • در آب فکن ساقی بط زاده آبی را
    • زهی باغ زهی باغ که بشکفت ز بالا
    • میندیش میندیش که اندیشه گری ها
    • زهی عشق زهی عشق که ما راست خدایا
    • زهی عشق زهی عشق که ما راست خدایا
    • لب را تو به هر بوسه و هر لوت میالا
    • رفتم به سوی مصر و خریدم شکری را
    • ای از نظرت مست شده اسم و مسما
    • دلارام نهان گشته ز غوغا
    • بیا ای جان نو داده جهان را
    • بسوزانیم سودا و جنون را
    • سلیمانا بیار انگشتری را
    • دل و جان را در این حضرت بپالا
    • خبر کن ای ستاره یار ما را
    • چو او باشد دل دلسوز ما را
    • مرا حلوا هوس کردست حلوا
    • امیر حسن خندان کن چشم را
    • به برج دل رسیدی بیست این جا
    • بکت عینی غداه البین دمعا
    • تو بشکن چنگ ما را ای معلا
    • برای تو فدا کردیم جان ها
    • ز روی تست عید آثار ما را
    • ای مطرب دل برای یاری را
    • اندر دل ما تویی نگارا
    • ای جان و قوام جمله جان ها
    • ای سخت گرفته جادوی را
    • از دور بدیده شمس دین را
    • بنمود وفا از این جا
    • برخیز و صبوح را بیارا
    • چون خانه روی ز خانه ما
    • دیدم رخ خوب گلشنی را
    • دیدم شه خوب خوش لقا را
    • ساقی تو شراب لامکان را
    • گفتی که گزیده ای تو بر ما
    • گستاخ مکن تو ناکسان را
    • کو مطرب عشق چست دانا
    • ما را سفری فتاد بی ما
    • مشکن دل مرد مشتری را
    • بیدار کنید مستیان را
    • من چو موسی در زمان آتش شوق و لقا
    • در میان پرده خون عشق را گلزارها
    • غمزه عشقت بدان آرد یکی محتاج را
    • ساقیا در نوش آور شیره عنقود را
    • ساقیا گردان کن آخر آن شراب صاف را
    • پرده دیگر مزن جز پرده دلدار ما
    • با چنین شمشیر دولت تو زبون مانی چرا
    • سکه رخسار ما جز زر مبادا بی شما
    • رنج تن دور از تو ای تو راحت جان های ما
    • درد ما را در جهان درمان مبادا بی شما
    • جمله یاران تو سنگند و توی مرجان چرا
    • دولتی همسایه شد همسایگان را الصلا
    • دوش من پیغام کردم سوی تو استاره را
    • عقل دریابد تو را یا عشق یا جان صفا
    • ای وصالت یک زمان بوده فراقت سال ها
    • در صفای باده بنما ساقیا تو رنگ ما
    • آخر از هجران به وصلش دررسیدستی دلا
    • از پی شمس حق و دین دیده گریان ما
    • خدمت شمس حق و دین یادگارت ساقیا
    • درد شمس الدین بود سرمایه درمان ما
    • سر برون کن از دریچه جان ببین عشاق را
    • دوش آن جانان ما افتان و خیزان یک قبا
    • شمع دیدم گرد او پروانه ها چون جمع ها
    • دیده حاصل کن دلا آنگه ببین تبریز را
    • از فراق شمس دین افتاده ام در تنگنا
    • ای هوس های دلم بیا بیا بیا بیا
    • ای هوس های دلم باری بیا رویی نما
    • امتزاج روح ها در وقت صلح و جنگ ها
    • ای ز مقدارت هزاران فخر بی مقدار را
    • مفروشید کمان و زره و تیغ زنان را
    • چو فرستاد عنایت به زمین مشعله ها را
    • تو مرا جان و جهانی چه کنم جان و جهان را
    • بروید ای حریفان بکشید یار ما را
    • چو مرا به سوی زندان بکشید تن ز بالا
    • اگر آن میی که خوردی به سحر نبود گیرا
    • چمنی که تا قیامت گل او به بار بادا
    • کی بپرسد جز تو خسته و رنجور تو را
    • ای بروییده به ناخواست به مانند گیا
    • رو ترش کن که همه روترشانند این جا
    • تا به شب ای عارف شیرین نوا
    • چون نمایی آن رخ گلرنگ را
    • در میان عاشقان عاقل مبا
    • از یکی آتش برآوردم تو را
    • ز آتش شهوت برآوردم تو را
    • از ورای سر دل بین شیوه ها
    • روح زیتونیست عاشق نار را
    • ای بگفته در دلم اسرارها
    • می شدی غافل ز اسرار قضا
    • گر تو عودی سوی این مجمر بیا
    • ای تو آب زندگانی فاسقنا
    • دل چو دانه ما مثال آسیا
    • در میان عاشقان عاقل مبا
    • ای دل رفته ز جا بازمیا
    • من رسیدم به لب جوی وفا
    • از بس که ریخت جرعه بر خاک ما ز بالا
    • ای میرآب بگشا آن چشمه روان را
    • از سینه پاک کردم افکار فلسفی را
    • با آن که می رسانی آن باده بقا را
    • بیدار کن طرب را بر من بزن تو خود را
    • بشکن سبو و کوزه ای میرآب جان ها
    • جانا قبول گردان این جست و جوی ما را
    • خواهم گرفتن اکنون آن مایه صور را
    • شهوت که با تو رانند صدتو کنند جان را
    • در جنبش اندرآور زلف عبرفشان را
    • ای بنده بازگرد به درگاه ما بیا
    • ای صوفیان عشق بدرید خرقه ها
    • ای خان و مان بمانده و از شهر خود جدا
    • نام شتر به ترکی چه بود بگو دوا
    • شب رفت و هم تمام نشد ماجرای ما
    • هر روز بامداد سلام علیکما
    • آمد بهار خرم آمد نگار ما
    • سر بر گریبان درست صوفی اسرار را
    • چند گریزی ز ما چند روی جا به جا
    • ای همه خوبی تو را پس تو کرایی که را
    • ای که به هنگام درد راحت جانی مرا
    • از جهت ره زدن راه درآرد مرا
    • گر نه تهی باشدی بیشترین جوی ها
    • باز بنفشه رسید جانب سوسن دوتا
    • اسیر شیشه کن آن جنیان دانا را
    • اگر تو عاشق عشقی و عشق را جویا
    • درخت اگر متحرک بدی ز جای به جا
    • من از کجا غم و شادی این جهان ز کجا
    • روم به حجره خیاط عاشقان فردا
    • چه نیکبخت کسی که خدای خواند تو را
    • ز بهر غیرت آموخت آدم اسما را
    • چو اندرآید یارم چه خوش بود به خدا
    • ز بامداد سعادت سه بوسه داد مرا
    • مرا تو گوش گرفتی همی کشی به کجا
    • رویم و خانه بگیریم پهلوی دریا
    • کجاست مطرب جان تا ز نعره های صلا
    • چه خیره می نگری در رخ من ای برنا
    • بپخته است خدا بهر صوفیان حلوا
    • برفت یار من و یادگار ماند مرا
    • به جان پاک تو ای معدن سخا و وفا
    • بیار آن که قرین را سوی قرین کشدا
    • شراب داد خدا مر مرا تو را سرکا
    • ز سوز شوق دل من همی زند عللا
    • سبکتری تو از آن دم که می رسد ز صبا
    • چو عشق را تو ندانی بپرس از شب ها
    • کجاست ساقی جان تا به هم زند ما را
    • ز جام ساقی باقی چو خورده ای تو دلا
    • مرا بدید و نپرسید آن نگار چرا
    • مبارکی که بود در همه عروسی ها
    • یار ما دلدار ما عالم اسرار ما
    • هله ای کیا نفسی بیا
    • کرانی ندارد بیابان ما
    • تو جان و جهانی کریما مرا
    • نرد کف تو بردست مرا
    • خیک دل ما مشک تن ما
    • بگشا در بیا درآ که مبا عیش بی شما
    • چه شدی گر تو همچون من شدییی عاشق ای فتا
    • از برای صلاح مجنون را
    • صد دهل می زنند در دل ما
    • بانگ تسبیح بشنو از بالا
    • گوش من منتظر پیام تو را
    • دل بر ما شدست دلبر ما
    • هین که منم بر در در برگشا
    • پیشتر آ پیشتر ای بوالوفا
    • نذر کند یار که امشب تو را
    • چند نهان داری آن خنده را
    • باده ده آن یار قدح باره را
    • خیز صبوحی کن و درده صلا
    • داد دهی ساغر و پیمانه را
    • لعل لبش داد کنون مر مرا
    • گر بنخسبی شبی ای مه لقا
    • پیش کش آن شاه شکرخانه را
    • چرخ فلک با همه کار و کیا
    • هان ای طبیب عاشقان سوداییی دیدی چو ما
    • به شکرخنده اگر می ببرد جان مرا
    • لی حبیب حبه یشوی الحشا
    • راح بفیها و الروح فیها
    • هیج نومی و نفی ریح علی الغور هفا
    • قد اشرقت الدنیا من نور حمیانا
    • تعالوا بنا نصفوا نخلی التدللا
    • افدی قمرا لاح علینا و تلالا
    • حداء الحادی صباحا بهواکم فاتینا
    • طال ما بتنا بلاکم یا کرامی و شتنا
    • ایه یا اهل الفرادیس اقرا منشورنا
    • ابصرت روحی ملیحا زلزلت زلزالها
    • سبق الجد الینا نزل الحب علینا
    • انا لا اقسم الا برجال صدقونا
    • مولانا مولانا اغنانا اغنانا
    • یا منیر الخد یا روح البقا
    • یا ساقی المدامه حی علی الصلا
    • یا من لواء عشقک لا زال عالیا
    • جاء الربیع مفتخرا فی جوارنا
    • اخی رایت جمالا سبا القلوب سبا
    • اتاک عید وصال فلا تذق حزنا
    • یا من بنا قصر الکمال مشیدا
    • یا کالمینا یا حاکمینا
    • یا مخجل البدر اشرقنا بلالا
    • مادر عشق طفل عاشق را
    • یا عاشقین المقصد سیحوا الی ما ترشدوا
    • ابناء ربیعنا تعالوا
    • آنکه چون ابر خواند کف ترا
  • ب
    • بی یار مهل ما را بی یار مخسب امشب
    • ای خواب به جان تو زحمت ببری امشب
    • زان شاهد شکرلب زان ساقی خوش مذهب
    • مهمان توام ای جان زنهار مخسب امشب
    • بریده شد از این جوی جهان آب
    • الا ای روی تو صد ماه و مهتاب
    • مخسب ای یار مهمان دار امشب
    • ای در غم تو به سوز و یارب
    • آه از این زشتان که مه رو می نمایند از نقاب
    • یا وصال یار باید یا حریفان را شراب
    • کو همه لطف که در روی تو دیدم همه شب
    • هله صدر و بدر عالم منشین مخسب امشب
    • در هوایت بی قرارم روز و شب
    • مجلس خوش کن از آن دو پاره چوب
    • هیچ می دانی چه می گوید رباب
    • آواز داد اختر بس روشنست امشب
    • رغبت به عاشقان کن ای جان صدر غایب
    • کار همه محبان همچون زرست امشب
    • خوابم ببسته ای بگشا ای قمر نقاب
    • واجب کند چو عشق مرا کرد دل خراب
    • بازآمد آن مهی که ندیدش فلک به خواب
    • زشت کسی کو نشد مسخره یار خوب
    • به جان تو که مرو از میان کار مخسب
    • رباب مشرب عشقست و مونس اصحاب
    • تو را که عشق نداری تو را رواست بخسب
    • چشم ها وا نمی شود از خواب
    • چونک درآییم به غوغای شب
    • یار آمد به صلح ای اصحاب
    • امسی و اصبح بالجوی اتعذب
    • ابشروا یا قوم هذا فتح باب
    • هم صدوا هم عتبوا عتابا ما له سبب
    • امسی و اصبح بالجوی اتعذب
    • دوش همه شب دوش همه شب
  • ت
    • آن خواجه را از نیم شب بیماریی پیدا شده ست
    • آمده ام که تا به خود گوش کشان کشانمت
    • آن نفسی که باخودی یار چو خار آیدت
    • درآ تا خرقه قالب دراندازم همین ساعت
    • که دید ای عاشقان شهری که شهر نیکبختانست
    • حالت ده و حیرت ده ای مبدع بی حالت
    • از دفتر عمر ما یکتا ورقی مانده ست
    • بادست مرا زان سر اندر سر و در سبلت
    • بیایید بیایید که گلزار دمیده ست
    • بار دگر آن دلبر عیار مرا یافت
    • زان شاه که او را هوس طبل و علم نیست
    • این خانه که پیوسته در او بانگ چغانه ست
    • اندر دل هر کس که از این عشق اثر نیست
    • از اول امروز حریفان خرابات
    • همه خوف آدمی را از درونست
    • بده یک جام ای پیر خرابات
    • ببستی چشم یعنی وقت خوابست
    • سماع از بهر جان بی قرارست
    • سماع آرام جان زندگانیست
    • دگربار این دلم آتش گرفتست
    • بیا کامروز ما را روز عیدست
    • مرا چون تا قیامت یار اینست
    • ز همراهان جدایی مصلحت نیست
    • به جان تو که سوگند عظیمست
    • بگو ای یار همراز این چه شیوه ست
    • شنیدم مر مرا لطفت دعا گفت
    • قرار زندگانی آن نگارست
    • صدایی کز کمان آید نذیریست
    • مبر رنج ای برادر خواجه سختست
    • ز بعد وقت نومیدی امیدیست
    • طبیب درد بی درمان کدامست
    • چو با ما یار ما امروز جفتست
    • زهی می کاندر آن دستست هیهات
    • ز میخانه دگربار این چه بویست
    • در این خانه کژی ای دل گهی راست
    • تو را در دلبری دستی تمامست
    • چو آن کان کرم ما را شکارست
    • نگار خوب شکربار چونست
    • در این جو دل چو دولاب خرابست
    • ایا ساقی توی قاضی حاجات
    • اگر حوا بدانستی ز رنگت
    • دو چشم آهوانش شیرگیرست
    • چنان کاین دل از آن دلدار مستست
    • تا نقش خیال دوست با ماست
    • می دان که زمانه نقش سوداست
    • دود دل ما نشان سوداست
    • دل آمد و دی به گوش جان گفت
    • گویم سخن شکرنباتت
    • در شهر شما یکی نگاریست
    • آمد رمضان و عید با ماست
    • گر جام سپهر زهرپیماست
    • من سر نخورم که سر گران ست
    • گر می نکند لبم بیانت
    • پرسید کسی که ره کدامست
    • مر عاشق را ز ره چه بیمست
    • امروز جنون نو رسیده ست
    • آن را که در آخرش خری هست
    • ای گشته ز شاه عشق شهمات
    • ای کرده میان سینه غارت
    • آن خواجه اگر چه تیزگوش است
    • آن ره که بیامدم کدامست
    • ای از کرم تو کار ما راست
    • هین که گردن سست کردی کو کبابت کو شرابت
    • عاشقان را گر چه در باطن جهانی دیگرست
    • خلق های خوب تو پیشت دود بعد از وفات
    • چون نداری تاب دانش چشم بگشا در صفات
    • خاک آن کس شو که آب زندگانش روشنست
    • خدمت بی دوستی را قدر و قیمت هست نیست
    • چون دلت با من نباشد همنشینی سود نیست
    • ساربانا اشتران بین سر به سر قطار مست
    • مطربا این پرده زن کان یار ما مست آمدست
    • گر ندید آن شادجان این گلستان را شاد چیست
    • جمع باشید ای حریفان زانک وقت خواب نیست
    • چشمه ای خواهم که از وی جمله را افزایش است
    • عشق اندر فضل و علم و دفتر و اوراق نیست
    • در ره معشوق ما ترسندگان را کار نیست
    • آفتاب امروز بر شکل دگر تابان شدست
    • از سقاهم ربهم بین جمله ابرار مست
    • آخر ای دلبر نه وقت عشرت انگیزی شدست
    • چون نظر کردن همه اوصاف خوب اندر دلست
    • اندرآ ای مه که بی تو ماه را استاره نیست
    • نقش بند جان که جان ها جانب او مایلست
    • گر تو پنداری به حسن تو نگاری هست نیست
    • هله ای آنک بخوردی سحری باده که نوشت
    • به خدا کت نگذارم که روی راه سلامت
    • چند گویی که چه چاره ست و مرا درمان چیست
    • چشم پرنور که مست نظر جانانست
    • آن شنیدی که خضر تخته کشتی بشکست
    • تا نلغزی که ز خون راه پس و پیش ترست
    • دوش آمد بر من آنک شب افروز منست
    • عجب ای ساقی جان مطرب ما را چه شدست
    • آنک بی باده کند جان مرا مست کجاست
    • من نشستم ز طلب وین دل پیچان ننشست
    • روز و شب خدمت تو بی سر و بی پا چه خوشست
    • تشنه بر لب جو بین که چه در خواب شدست
    • مطرب و نوحه گر عاشق و شوریده خوش است
    • من پری زاده ام و خواب ندانم که کجا است
    • سر مپیچان و مجنبان که کنون نوبت تو است
    • بوسه ای داد مرا دلبر عیار و برفت
    • ذوق روی ترشش بین که ز صد قند گذشت
    • ساقیا این می از انگور کدامین پشته ست
    • ای که رویت چو گل و زلف تو چون شمشادست
    • مگر این دم سر آن زلف پریشان شده است
    • دلبری و بی دلی اسرار ماست
    • عاشقان را جست و جو از خویش نیست
    • غیر عشقت راه بین جستیم نیست
    • در دل و جان خانه کردی عاقبت
    • این چنین پابند جان میدان کیست
    • عاشقی و بی وفایی کار ماست
    • گم شدن در گم شدن دین منست
    • عشوه دشمن بخوردی عاقبت
    • این چنین پابند جان میدان کیست
    • اندر این جمع شررها ز کجاست
    • هم به بر این بت زیبا خوشکست
    • هر کی بالاست مر او را چه غمست
    • گفتا که کیست بر در گفتم کمین غلامت
    • هر جور کز تو آید بر خود نهم غرامت
    • هر دم سلام آرد کاین نامه از فلانست
    • بگذشت روز با تو جانا به صد سعادت
    • امروز شهر ما را صد رونق ست و جانست
    • بنمای رخ که باغ و گلستانم آرزوست
    • بر عاشقان فریضه بود جست و جوی دوست
    • از دل به دل برادر گویند روزنیست
    • ساقی بیار باده که ایام بس خوشست
    • این طرفه آتشی که دمی برقرار نیست
    • گر چپ و راست طعنه و تشنیع بیهده ست
    • ای گل تو را اگر چه رخسار نازکست
    • امروز روز نوبت دیدار دلبرست
    • جانا جمال روح بسی خوب و بافرست
    • از بامداد روی تو دیدن حیات ماست
    • پنهان مشو که روی تو بر ما مبارکست
    • ساقی و سردهی ز لب یارم آرزوست
    • بد دوش بی تو تیره شب و روشنی نداشت
    • جان سوی جسم آمد و تن سوی جان نرفت
    • آن روح را که عشق حقیقی شعار نیست
    • ما را کنار گیر تو را خود کنار نیست
    • ای چنگ پرده های سپاهانم آرزوست
    • امروز چرخ را ز مه ما تحیریست
    • ای مرده ای که در تو ز جان هیچ بوی نیست
    • عاشق آن قند تو جان شکرخای ماست
    • شاه گشادست رو دیده شه بین که راست
    • یوسف کنعانیم روی چو ماهم گواست
    • هر نفس آواز عشق می رسد از چپ و راست
    • نوبت وصل و لقاست نوبت حشر و بقاست
    • کار ندارم جز این کارگه و کارم اوست
    • باز درآمد به بزم مجلسیان دوست دوست
    • آنک چنان می رود ای عجب او جان کیست
    • با وی از ایمان و کفر باخبری کافریست
    • ای غم اگر مو شوی پیش منت بار نیست
    • ای غم اگر مو شوی پیش منت بار نیست
    • پیش چنین ماه رو گیج شدن واجبست
    • کالبد ما ز خواب کاهل و مشغول خاست
    • هر نفس آواز عشق می رسد از چپ و راست
    • ز عشق روی تو روشن دل بنین و بنات
    • بیا که عاشق ماهست وز اختران پیداست
    • بخند بر همه عالم که جای خنده تو راست
    • ز آفتاب سعادت مرا شراباتست
    • وجود من به کف یار جز که ساغر نیست
    • ستیزه کن که ز خوبان ستیزه شیرینست
    • به حق آن که در این دل بجز ولای تو نیست
    • چه گوهری تو که کس را به کف بهای تو نیست
    • برات عاشق نو کن رسید روز برات
    • هر آنک از سبب وحشت غمی تنهاست
    • هر آنچ دور کند مر تو را ز دوست بدست
    • سه روز شد که نگارین من دگرگونست
    • به حق چشم خمار لطیف تابانت
    • چو عید و چون عرفه عارفان این عرفات
    • در این سلام مرا با تو دار و گیر جداست
    • اگر تو مست وصالی رخ تو ترش چراست
    • مرا چو زندگی از یاد روی چون مه توست
    • جهان و کار جهان سر به سر اگر بادست
    • ز دام چند بپرسی و دانه را چه شدست
    • تو مردی و نظرت در جهان جان نگریست
    • به شاه نهانی رسیدی که نوشت
    • اگر مر تو را صلح آهنگ نیست
    • طرب ای بحر اصل آب حیات
    • صوفیان آمدند از چپ و راست
    • فعل نیکان محرض نیکیست
    • عشق جز دولت و عنایت نیست
    • قبله امروز جز شهنشه نیست
    • امشب از چشم و مغز خواب گریخت
    • اندرآ عیش بی تو شادان نیست
    • بر شکرت جمع مگس ها چراست
    • خیز که امروز جهان آن ماست
    • پیشتر آ روی تو جز نور نیست
    • کار من اینست که کاریم نیست
    • کیست که او بنده رای تو نیست
    • شیر خدا بند گسستن گرفت
    • مرغ دلم باز پریدن گرفت
    • باز به بط گفت که صحرا خوشست
    • همچو گل سرخ برو دست دست
    • صبر مرا آینه بیماریست
    • کیست در این شهر که او مست نیست
    • قصد سرم داری خنجر به مشت
    • خانه دل باز کبوتر گرفت
    • بازرسیدیم ز میخانه مست
    • ای ز بگه خاسته سر مست مست
    • نفسی بهوی الحبیب فارت
    • به خدایی که در ازل بوده ست
  • ج
    • ای دل فرورو در غمش کالصبر مفتاح الفرج
  • ح
    • ای مبارک ز تو صبوح و صباح
    • یا راهبا انظر الی مصباح
    • یا ساقی اسقنی براح
  • خ
    • ماه دیدم شد مرا سودای چرخ
  • د
    • ای بی وفا جانی که او بر ذوالوفا عاشق نشد
    • بی گاه شد بی گاه شد خورشید اندر چاه شد
    • بی گاه شد بی گاه شد خورشید اندر چاه شد
    • ای لولیان ای لولیان یک لولیی دیوانه شد
    • گر جان عاشق دم زند آتش در این عالم زند
    • آن کیست آن آن کیست آن کو سینه را غمگین کند
    • خامی سوی پالیز جان آمد که تا خربز خورد
    • امروز خندانیم و خوش کان بخت خندان می رسد
    • صوفی چرا هوشیار شد ساقی چرا بی کار شد
    • مر عاشقان را پند کس هرگز نباشد سودمند
    • رندان سلامت می کنند جان را غلامت می کنند
    • رو آن ربابی را بگو مستان سلامت می کنند
    • سودای تو در جوی جان چون آب حیوان می رود
    • آمد بهار عاشقان تا خاکدان بستان شود
    • کاری نداریم ای پدر جز خدمت ساقی خود
    • گر آتش دل برزند بر ممن و کافر زند
    • مستی سلامت می کند پنهان پیامت می کند
    • مستی سلامت می کند پنهان پیامت می کند
    • صرفه مکن صرفه مکن صرفه گدارویی بود
    • بی گاه شد بی گاه شد خورشید اندر چاه شد
    • یار مرا می نهلد تا که بخارم سر خود
    • ای که ز یک تابش تو کوه احد پاره شود
    • بی تو به سر می نشود با دگری می نشود
    • هین سخن تازه بگو تا دو جهان تازه شود
    • سجده کنم پیشکش آن قد و بالا چه شود
    • چشم تو ناز می کند ناز جهان تو را رسد
    • آب زنید راه را هین که نگار می رسد
    • پنبه ز گوش دور کن بانگ نجات می رسد
    • جان و جهان چو روی تو در دو جهان کجا بود
    • چیست صلای چاشتگه خواجه به گور می رود
    • بی همگان به سر شود بی تو به سر نمی شود
    • این رخ رنگ رنگ من هر نفسی چه می شود
    • چونک جمال حسن تو اسب شکار زین کند
    • جور و جفا و دوریی کان کنکار می کند
    • دل چو بدید روی تو چون نظرش به جان بود
    • یار مرا چو اشتران باز مهار می کشد
    • زهره عشق هر سحر بر در ما چه می کند
    • عاشق دلبر مرا شرم و حیا چرا بود
    • طوطی جان مست من از شکری چه می شود
    • خیال ترک من هر شب صفات ذات من گردد
    • دلا نزد کسی بنشین که او از دل خبر دارد
    • همی بینیم ساقی را که گرد جام می گردد
    • اگر صد همچو من گردد هلاک او را چه غم دارد
    • بتی کو زهره و مه را همه شب شیوه آموزد
    • نباشد عیب پرسیدن تو را خانه کجا باشد
    • چو آمد روی مه رویم چه باشد جان که جان باشد
    • بهار آمد بهار آمد بهار مشکبار آمد
    • بهار آمد بهار آمد بهار خوش عذار آمد
    • بیا کامشب به جان بخشی به زلف یار می ماند
    • ورای پرده جانت دلا خلقان پنهانند
    • برآمد بر شجر طوطی که تا خطبه شکر گوید
    • مرا عاشق چنان باید که هر باری که برخیزد
    • ایا سر کرده از جانم تو را خانه کجا باشد
    • دل من چون صدف باشد خیال دوست در باشد
    • چو برقی می جهد چیزی عجب آن دلستان باشد
    • مرا عهدیست با شادی که شادی آن من باشد
    • دگرباره سر مستان ز مستی در سجود آمد
    • صلا یا ایها العشاق کان مه رو نگار آمد
    • مه دی رفت و بهمن هم بیا که نوبهار آمد
    • اگر خواب آیدم امشب سزای ریش خود بیند
    • رسیدم در بیابانی که عشق از وی پدید آید
    • یکی گولی همی خواهم که در دلبر نظر دارد
    • مرا دلبر چنان باید که جان فتراک او گیرد
    • سعادت جو دگر باشد و عاشق خود دگر باشد
    • صلا جان های مشتاقان که نک دلدار خوب آمد
    • صلا رندان دگرباره که آن شاه قمار آمد
    • شکایت ها همی کردی که بهمن برگ ریز آمد
    • سر از بهر هوس باید چو خالی گشت سر چه بود
    • چه بویست این چه بویست این مگر آن یار می آید
    • اگر چرخ وجود من از این گردش فروماند
    • برون شو ای غم از سینه که لطف یار می آید
    • امروز جمال تو سیمای دگر دارد
    • آن را که درون دل عشق و طلبی باشد
    • آن مه که ز پیدایی در چشم نمی آید
    • امروز جمال تو بر دیده مبارک باد
    • یاران سحر خیزان تا صبح کی دریابد
    • امشب عجبست ای جان گر خواب رهی یابد
    • جامم بشکست ای جان پهلوش خلل دارد
    • آن عشق که از پاکی از روح حشم دارد
    • آن کس که تو را دارد از عیش چه کم دارد
    • گویند به بلا ساقون ترکی دو کمان دارد
    • هرک آتش من دارد او خرقه ز من دارد
    • ای دوست شکر خوشتر یا آنک شکر سازد
    • با تلخی معزولی میری بنمی ارزد
    • ای دل به غمش ده جان یعنی بنمی ارزد
    • ایمان بر کفر تو ای شاه چه کس باشد
    • در خانه غم بودن از همت دون باشد
    • نان پاره ز من بستان جان پاره نخواهد شد
    • ای خفته شب تیره هنگام دعا آمد
    • بگذشت مه روزه عید آمد و عید آمد
    • ای خواجه بازرگان از مصر شکر آمد
    • آن بنده آواره بازآمد و بازآمد
    • خواب از پی آن آید تا عقل تو بستاند
    • چونی و چه باشد چون تا قدر تو را داند
    • چشم از پی آن باید تا چیز عجب بیند
    • چون جغد بود اصلش کی صورت باز آید
    • آن صبح سعادت ها چون نورفشان آید
    • از سرو مرا بوی بالای تو می آید
    • در تابش خورشیدش رقصم به چه می باید
    • جان پیش تو هر ساعت می ریزد و می روید
    • عاشق شده ای ای دل سودات مبارک باد
    • هر ذره که بر بالا می نوشد و پا کوبد
    • گر ماه شب افروزان روپوش روا دارد
    • هر کتش من دارد او خرقه ز من دارد
    • عاشق به سوی عاشق زنجیر همی درد
    • ای دوست شکر بهتر یا آنک شکر سازد
    • عاشق چو منی باید می سوزد و می سازد
    • گر دیو و پری حارس باتیغ و سپر باشد
    • نومید مشو جانا کاومید پدید آمد
    • عید آمد و عید آمد وان بخت سعید آمد
    • شمس و قمرم آمد سمع و بصرم آمد
    • نک ماه رجب آمد تا ماه عجب بیند
    • مستان می ما را هم ساقی ما باید
    • بمیرید بمیرید در این عشق بمیرید
    • برانید برانید که تا بازنمانید
    • ملولان همه رفتند در خانه ببندید
    • آن سرخ قبایی که چو مه پار برآمد
    • تا باد سعادت ز محمد خبر افکند
    • در حلقه عشاق به ناگه خبر افتاد
    • در خانه نشسته بت عیار کی دارد
    • در کوی خرابات مرا عشق کشان کرد
    • تا نقش تو در سینه ما خانه نشین شد
    • بار دگر آن آب به دولاب درآمد
    • بار دگر آن مست به بازار درآمد
    • تدبیر کند بنده و تقدیر نداند
    • ای قوم به حج رفته کجایید کجایید
    • بر چرخ سحرگاه یکی ماه عیان شد
    • آن سرخ قبایی که چو مه پار برآمد
    • مهتاب برآمد کلک از گور برآمد
    • تدبیر کند بنده و تقدیر نداند
    • چون بر رخ ما عکس جمال تو برآید
    • هر نکته که از زهر اجل تلختر آید
    • از بهر خدا عشق دگر یار مدارید
    • مرغان که کنون از قفص خویش جدایید
    • گر یک سر موی از رخ تو روی نماید
    • بگو دل را که گرد غم نگردد
    • دلم امروز خوی یار دارد
    • نثرنا فی ربیع الوصل بالورد
    • بیا ای زیرک و بر گول می خند
    • اگر عالم همه پرخار باشد
    • تویی نقشی که جان ها برنتابد
    • دلی دارم که گرد غم نگردد
    • خنک جانی که او یاری پسندد
    • چمن جز عشق تو کاری ندارد
    • سماع صوفیان می درنگیرد
    • رجب بیرون شد و شعبان درآمد
    • چو شب شد جملگان در خواب رفتند
    • پریر آن چهره یارم چه خوش بود
    • دلم را ناله سرنای باید
    • بگویم خفیه تا خواجه نرنجد
    • کسی کز غمزه ای صد عقل بندد
    • چنان کز غم دل دانا گریزد
    • هر آن دل ها که بی تو شاد باشد
    • سگ ار چه بی فغان و شر نباشد
    • عجب آن دلبر زیبا کجا شد
    • به صورت یار من چون خشمگین شد
    • چو دیوم عاشق آن یک پری شد
    • نگارا مردگان از جان چه دانند
    • کسی که غیر این سوداش نبود
    • یکی لحظه از او دوری نباید
    • ز خاک من اگر گندم برآید
    • ز رویت دسته گل می توان کرد
    • دل با دل دوست در حنین باشد
    • ای مطرب جان چو دف به دست آمد
    • کی باشد کاین قفص چمن گردد
    • روی تو به رنگریز کان ماند
    • دوش از بت من جهان چه می شد
    • ای عشق که جمله از تو شادند
    • هر چند که بلبلان گزینند
    • رفتیم بقیه را بقا باد
    • جانی که ز نور مصطفی زاد
    • آن کز دهن تو رنگ دارد
    • این قافله بار ما ندارد
    • بیچاره کسی که زر ندارد
    • دل بی لطف تو جان ندارد
    • آن کس که ز تو نشان ندارد
    • بیچاره کسی که می ندارد
    • آن خواجه خوش لقا چه دارد
    • آن خواجه خوش لقا چه دارد
    • پرکندگی از نفاق خیزد
    • آن کس که ز جان خود نترسد
    • آن جا که چو تو نگار باشد
    • ای کز تو همه جفا وفا شد
    • روزم به عیادت شب آمد
    • آن یوسف خوش عذار آمد
    • برخیز که ساقی اندرآمد
    • جان از سفر دراز آمد
    • آن شعله نور می خرامد
    • امروز نگار ما نیامد
    • خوش باش که هر که راز داند
    • ساقی زان می که می چریدند
    • اول نظر ار چه سرسری بود
    • اول نظر ار چه سرسری بود
    • دیر آمده ای سفر مکن زود
    • آن کس که به بندگیت آید
    • آخر گهر وفا ببارید
    • ای اهل صبوح در چه کارید
    • از بهر چه در غم و زحیرید
    • هر سینه که سیمبر ندارد
    • ما مست شدیم و دل جدا شد
    • ساقی برخیز کان مه آمد
    • گرمابه دهر جان فزا بود
    • کس با چو تو یار راز گوید
    • شب رفت حریفکان کجایید
    • از دلبر ما نشان کی دارد
    • دشمن خویشیم و یار آنک ما را می کشد
    • اینک آن جویی که چرخ سبز را گردان کند
    • اینک آن مرغان که ایشان بیضه ها زرین کنند
    • پیش از آن کاندر جهان باغ و می و انگور بود
    • دی میان عاشقان ساقی و مطرب میر بود
    • ذره ذره آفتاب عشق دردی خوار باد
    • مطربا این پرده زن کز رهزنان فریاد و داد
    • دوش آمد پیل ما را باز هندستان به یاد
    • گر یکی شاخی شکستم من ز گلزاری چه شد
    • نام آن کس بر که مرده از جمالش زنده شد
    • مطربم سرمست شد انگشت بر رق می زند
    • قند بگشا ای صنم تا عیش را شیرین کند
    • مشک و عنبر گر ز مشک زلف یارم بو کند
    • پنج در چه فایده چون هجر را شش تو کند
    • عشق عاشق را ز غیرت نیک دشمن رو کند
    • آن زمانی را که چشم از چشم او مخمور بود
    • رو ترش کردی مگر دی باده ات گیرا نبود
    • آمدم تا رو نهم بر خاک پای یار خود
    • برنشست آن شاه عشق و دام ظلمت بردرید
    • ای طربناکان ز مطرب التماس می کنید
    • فخر جمله ساقیانی ساغرت در کار باد
    • مست آمد دلبرم تا دل برد از بامداد
    • شاد شد جانم که چشمت وعده احسان نهاد
    • هر زمان کز غیب عشق یار ما خنجر کشد
    • هم دلم ره می نماید هم دلم ره می زند
    • هم لبان می فروشت باده را ارزان کند
    • می خرامد آفتاب خوبرویان ره کنید
    • شاه ما از جمله شاهان پیش بود و بیش بود
    • علتی باشد که آن اندر بهاران بد شود
    • وصف آن مخدوم می کن گر چه می رنجد حسود
    • دل من کار تو دارد گل و گلنار تو دارد
    • دل من رای تو دارد سر سودای تو دارد
    • خنک آن کس که چو ما شد همه تسلیم و رضا شد
    • چو سحرگاه ز گلشن مه عیار برآمد
    • بدرد مرده کفن را به سر گور برآید
    • خنک آن کس که چو ما شد همگی لطف و رضا شد
    • مشو ای دل تو دگرگون که دل یار بداند
    • هله نومید نباشی که تو را یار براند
    • خضری که عمر ز آبت بکشد دراز گردد
    • صنما جفا رها کن کرم این روا ندارد
    • چمنی که جمله گل ها به پناه او گریزد
    • چه توقفست زین پس همه کاروان روان شد
    • همه را بیازمودم ز تو خوشترم نیامد
    • هله عاشقان بکوشید که چو جسم و جان نماند
    • صنما سپاه عشقت به حصار دل درآمد
    • سحری چو شاه خوبان به وثاق ما درآمد
    • به میان دل خیال مه دلگشا درآمد
    • هله هش دار که در شهر دو سه طرارند
    • عاشقان بر درت از اشک چو باران کارند
    • ای خدایی که چو حاجات به تو برگیرند
    • از دلم صورت آن خوب ختن می نرود
    • همه خفتند و من دلشده را خواب نبرد
    • بر سر آتش تو سوختم و دود نکرد
    • در دلم چون غمت ای سرو روان برخیزد
    • خبرت هست که در شهر شکر ارزان شد
    • ای دریغا که حریفان همه سر بنهادند
    • عید بگذشت و همه خلق سوی کار شدند
    • ما نه زان محتشمانیم که ساغر گیرند
    • آنک عکس رخ او راه ثریا بزند
    • آنچ روی تو کند نور رخ خور نکند
    • آه کان طوطی دل بی شکرستان چه کند
    • از دلم صورت آن خوب ختن می نرود
    • واقف سرمد تا مدرسه عشق گشود
    • این کبوتربچه هم عزم هوا کرد و پرید
    • هله پیوسته سرت سبز و لبت خندان باد
    • هست مستی که مرا جانب میخانه برد
    • هر کی از حلقه ما جای دگر بگریزد
    • وقت آن شد که ز خورشید ضیایی برسد
    • وای آن دل که بدو از تو نشانی نرسد
    • ز اول روز که مخموری مستان باشد
    • ننگ عالم شدن از بهر تو ننگی نبود
    • سفره کهنه کجا درخور نان تو بود
    • گر نخسبی ز تواضع شبکی جان چه شود
    • عشرتی هست در این گوشه غنیمت دارید
    • می رسد یوسف مصری همه اقرار دهید
    • بر سر کوی تو عقل از سر جان برخیزد
    • صنما گر ز خط و خال تو فرمان آرند
    • یا رب این بوی که امروز به ما می آید
    • یا رب این بوی خوش از روضه جان می آید
    • لحظه ای قصه کنان قصه تبریز کنید
    • عید بگذشت و همه خلق سوی کار شدند
    • طرفه گرمابه بانی کو ز خلوت برآید
    • باز شیری با شکر آمیختند
    • آن شکرپاسخ نباتم می دهد
    • خنب های لایزالی جوش باد
    • موشکی صندوق را سوراخ کرد
    • بار دیگر یار ما هنباز کرد
    • شهر پر شد لولیان عقل دزد
    • خلق می جنبند مانا روز شد
    • چون مرا جمعی خریدار آمدند
    • ساقیان سرمست در کار آمدند
    • اندک اندک جمع مستان می رسند
    • هر چه آن خسرو کند شیرین کند
    • خنده از لطفت حکایت می کند
    • عشق اکنون مهربانی می کند
    • عمر بر اومید فردا می رود
    • عاشقان پیدا و دلبر ناپدید
    • برنشین ای عزم و منشین ای امید
    • ای خدا از عاشقان خشنود باد
    • نه فلک مر عاشقان را بنده باد
    • هر که را اسرار عشق اظهار شد
    • هر چه دلبر کرد ناخوش چون بود
    • صاف جان ها سوی گردون می رود
    • هر زمان لطفت همی در پی رسد
    • شب شد و هنگام خلوتگاه شد
    • مرگ ما هست عروسی ابد
    • از دل رفته نشان می آید
    • گل خندان که نخندد چه کند
    • گر نخسپی شبکی جان چه شود
    • هر کجا بوی خدا می آید
    • گر نخسپی شبکی جان چه شود
    • خشمین بر آن کسی شو کز وی گزیر باشد
    • بعد از سماع گویی کان شورها کجا شد
    • باز آفتاب دولت بر آسمان برآمد
    • آن ماه کو ز خوبی بر جمله می دواند
    • در عشق زنده باید کز مرده هیچ ناید
    • گر ساعتی ببری ز اندیشه ها چه باشد
    • مرغی که ناگهانی در دام ما درآمد
    • بیمار رنج صفرا ذوق شکر نداند
    • پیمانه ایست این جان پیمانه این چه داند
    • از چشم پرخمارت دل را قرار ماند
    • ای آن که از عزیزی در دیده جات کردند
    • یک خانه پر ز مستان مستان نو رسیدند
    • ای آنک پیش حسنت حوری قدم دو آید
    • جز لطف و جز حلاوت خود از شکر چه آید
    • مر بحر را ز ماهی دایم گزیر باشد
    • گفتم مکن چنین ها ای جان چنین نباشد
    • عید آمد و خوش آمد دلدار دلکش آمد
    • برجه ز خواب و بنگر نک روز روشن آمد
    • گفتی که در چه کاری با تو چه کار ماند
    • وقتی خوشست ما را لابد نبید باید
    • نی دیده هر دلی را دیدار می نماید
    • ای دل اگر کم آیی کارت کمال گیرد
    • لطفی نماند کان صنم خوش لقا نکرد
    • قومی که بر براق بصیرت سفر کنند
    • آتش پریر گفت نهانی به گوش دود
    • بلبل نگر که جانب گلزار می رود
    • جانا بیار باده که ایام می رود
    • چندان حلاوت و مزه و مستی و گشاد
    • چندان حلاوت و مزه و مستی و گشاد
    • به حرم به خود کشید و مرا آشنا ببرد
    • خیاط روزگار به بالای هیچ مرد
    • چشمم همی پرد مگر آن یار می رسد
    • آمد بهار خرم و رحمت نثار شد
    • این عشق جمله عاقل و بیدار می کشد
    • خفته نمود دلبر گفتم ز باغ زود
    • امروز مرده بین که چه سان زنده می شود
    • گر عید وصل تست منم خود غلام عید
    • تا چند خرقه بردرم از بیم و از امید
    • امسال بلبلان چه خبرها همی دهند
    • صحرا خوشست لیک چو خورشید فر دهد
    • صبح آمد و صحیفه مصقول برکشید
    • صد مصر مملکت ز تعدی خراب شد
    • آه که بار دگر آتش در من فتاد
    • جامه سیه کرد کفر نور محمد رسید
    • جان من و جان تو بود یکی ز اتحاد
    • پرده دل می زند زهره هم از بامداد
    • بار دگر آمدیم تا شود اقبال شاد
    • از رسن زلف تو خلق به جان آمدند
    • روبهکی دنبه برد شیر مگر خفته بود
    • زهره من بر فلک شکل دگر می رود
    • روی تو چون روی مار خوی تو زهر قدید
    • صبحدمی همچو صبح پرده ظلمت درید
    • دی شد و بهمن گذشت فصل بهاران رسید
    • آمد شهر صیام سنجق سلطان رسید
    • نیک بدست آنک او شد تلف نیک و بد
    • نعره آن بلبلان از سوی بستان رسید
    • وسوسه تن گذشت غلغله جان رسید
    • غره مشو گر ز چرخ کار تو گردد بلند
    • شرح دهم من که شب از چه سیه دل بود
    • بانگ زدم من که دل مست کجا می رود
    • یار مرا عارض و عذار نه این بود
    • بگیر دامن لطفش که ناگهان بگریزد
    • اگر دمی بنوازد مرا نگار چه باشد
    • ز سر بگیرم عیشی چو پا به گنج فروشد
    • اگر مرا تو نخواهی دلم تو را نگذارد
    • ز باد حضرت قدسی بنفشه زار چه می شد
    • شدم ز عشق به جایی که عشق نیز نداند
    • گرفت خشم ز بستان سرخری و برون شد
    • مده به دست فراقت دل مرا که نشاید
    • چو درد گیرد دندان تو عدو گردد
    • چه پادشاست که از خاک پادشا سازد
    • بر آستانه اسرار آسمان نرسد
    • به روز مرگ چو تابوت من روان باشد
    • نگفتمت مرو آن جا که مبتلات کنند
    • بگو به گوش کسانی که نور چشم منند
    • ز بانگ پست تو ای دل بلند گشت وجود
    • بیا که ساقی عشق شراب باره رسید
    • درخت و برگ برآید ز خاک این گوید
    • به یارکان صفا جز می صفا مدهید
    • چو کارزار کند شاه روم با شمشاد
    • ببرد خواب مرا عشق و عشق خواب برد
    • کسی که عاشق آن رونق چمن باشد
    • سخن که خیزد از جان ز جان حجاب کند
    • چو عشق را هوس بوسه و کنار بود
    • رسید ساقی جان ما خمار خواب آلود
    • به روح های مقدس ز من سلام برید
    • دو ماه پهلوی همدیگرند بر در عید
    • حبیب کعبه جانست اگر نمی دانید
    • به باغ بلبل از این پس حدیث ما گوید
    • هزار جان مقدس فدای روی تو باد
    • ز عشق آن رخ خوب تو ای اصول مراد
    • سپاس و شکر خدا را که بندها بگشاد
    • مها به دل نظری کن که دل تو را دارد
    • مها به دل نظری کن که دل تو را دارد
    • میان باغ گل سرخ های و هو دارد
    • میان باغ گل سرخ های و هو دارد
    • مکن مکن که پشیمان شوی و بد باشد
    • مرا عقیق تو باید شکر چه سود کند
    • فراغتی دهدم عشق تو ز خویشاوند
    • سخن به نزد سخندان بزرگوار بود
    • به پیش تو چه زند جان و جان کدام بود
    • ربود عشق تو تسبیح و داد بیت و سرود
    • ز بعد خاک شدن یا زیان بود یا سود
    • اگر مرا تو نخواهی دلم تو را خواهد
    • نماز شام چو خورشید در غروب آید
    • به باغ بلبل از این پس نوای ما گوید
    • ندا رسید به جان ها که چند می پایید
    • میان باغ گل سرخ های و هو دارد
    • مخسب شب که شبی صد هزار جان ارزد
    • کسی خراب خرابات و مست می باشد
    • مرا وصال تو باید صبا چه سود کند
    • سپاس آن عدمی را که هست ما بربود
    • هر آن نوی که رسد سوی تو قدید شود
    • ز شمس دین طرب نوبهار بازآید
    • سپیده دم بدمید و سپیده می ساید
    • افزود آتش من آب را خبر ببرید
    • سلام بر تو که سین سلام بر تو رسید
    • ز جان سوخته ام خلق را حذار کنید
    • هزار جان مقدس فدای روی تو باد
    • کدام لب که از او بوی جان نمی آید
    • اگر دل از غم دنیا جدا توانی کرد
    • به حارسان نکوروی من خطاب کنید
    • جهان را بدیدم وفایی ندارد
    • سحر این دل من ز سودا چه می شد
    • دل من که باشد که تو را نباشد
    • گفتم که ای جان خود جان چه باشد
    • دل گردون خلل کند چو مه تو نهان شود
    • دیده خون گشت و خون نمی خسبد
    • رسم نو بین که شهریار نهاد
    • سیبکی نیم سرخ و نیمی زرد
    • سیبکی نیم سرخ و نیمی زرد
    • دیده ها شب فراز باید کرد
    • عشق تو مست و کف زنانم کرد
    • عاشقانی که باخبر میرند
    • صوفیان در دمی دو عید کنند
    • گر تو را بخت یار خواهد بود
    • آتش افکند در جهان جمشید
    • خسروانی که فتنه ای چینید
    • عید بر عاشقان مبارک باد
    • زندگانی صدر عالی باد
    • شاهدی بین که در زمانه بزاد
    • شعر من نان مصر را ماند
    • یوسف آخرزمان خرامان شد
    • هر کی در ذوق عشق دنگ آمد
    • هین که هنگام صابران آمد
    • هر که بهر تو انتظار کند
    • عشق را جان بی قرار بود
    • هر که را ذوق دین پدید آید
    • بوی دلدار ما نمی آید
    • صبر با عشق بس نمی آید
    • من بسازم ولیک کی شاید
    • عشق جانان مرا ز جان ببرید
    • خسروانی که فتنه ای چینید
    • زان ازلی نور که پرورده اند
    • دوست همان به که بلاکش بود
    • دیدن روی تو هم از بامداد
    • گفت کسی خواجه سنایی بمرد
    • پیرهن یوسف و بو می رسد
    • آتش عشق تو قلاووز شد
    • از سوی دل لشکر جان آمدند
    • آنچ گل سرخ قبا می کند
    • آه در آن شمع منور چه بود
    • چونک کمند تو دلم را کشید
    • شاخ گلی باغ ز تو سبز و شاد
    • دوش دل عربده گر با کی بود
    • هر که ز عشاق گریزان شود
    • عشق مرا بر همگان برگزید
    • گفت کسی خواجه سنایی بمرد
    • یا من نعماه غیر معدود
    • طارت الکتب الکرام من کرام یا عباد
    • من رای درا تلالا نوره وسط الفاد
    • میر خوبان را دگر منشور خوبی دررسید
    • یا شبه الطیف لی انت قریب بعید
    • اگر حریف منی پس بگو که دوش چه بود
    • حکم البین بموتی و عمد
    • در چمن آیید و بربندید دید
    • الیوم من الوصل نسیم و سعود
    • اتاک الصوم فی حلل السعود
  • ر
    • ای شاهد سیمین ذقن درده شرابی همچو زر
    • انا فتحنا عینکم فاستبصروا الغیب البصر
    • آمد ترش رویی دگر یا زمهریر است او مگر
    • رو چشم جان را برگشا در بی دلان اندرنگر
    • ما را خدا از بهر چه آورد بهر شور و شر
    • ای تو نگار خانگی خانه درآ از این سفر
    • گرم درآ و دم مده باده بیار و غم ببر
    • دی سحری بر گذری گفت مرا یار
    • اگر باده خوری باری ز دست دلبر ما خور
    • مرا همچون پدر بنگر نه همچون شوهر مادر
    • مرا آن اصل بیداری دگرباره به خواب اندر
    • گر چه نه به دریاییم دانه گهریم آخر
    • یغمابک ترکستان بر زنگ بزد لشکر
    • ذاتت عسلست ای جان گفتت عسلی دیگر
    • جان بر کف خود داری ای مونس جان زوتر
    • نیمیت ز زهر آمد نیمی دگر از شکر
    • جان من و جان تو بستست به همدیگر
    • تا چند زنی بر من ز انکار تو خار آخر
    • ای دیده مرا بر در واپس بکشیده سر
    • مکن یار مکن یار مرو ای مه عیار
    • ای عاشق بیچاره شده زار به زر بر
    • ای رخت فکنده تو بر اومید و حذر بر
    • گیرم که بود میر تو را زر به خروار
    • به حسن تو نباشد یار دیگر
    • بگرد فتنه می گردی دگربار
    • جفا از سر گرفتی یاد می دار
    • مرا یارا چنین بی یار مگذار
    • منم از جان خود بیزار بیزار
    • مرا اقبال خندانید آخر
    • به ساقی درنگر در مست منگر
    • بگردان ساقیا آن جام دیگر
    • نگشتم از تو هرگز ای صنم سیر
    • در این سرما و باران یار خوشتر
    • خداوند خداوندان اسرار
    • صد بار بگفتمت نگهدار
    • کی باشد اختری در اقطار
    • شب گشت ولیک پیش اغیار
    • نوریست میان شعر احمر
    • نزدیک توام مرا مبین دور
    • ای یار شگرف در همه کار
    • انجیرفروش را چه بهتر
    • انجیرفروش را چه بهتر
    • دارد درویش نوش دیگر
    • آخر کی شود از آن لقا سیر
    • گفتی که زیان کنی زیان گیر
    • عاشقی در خشم شد از یار خود معشوق وار
    • عرض لشکر می دهد مر عاشقان را عشق یار
    • چون نبینم من جمالت صد جهان خود دیده گیر
    • عزم رفتن کرده ای چون عمر شیرین یاد دار
    • مطربا در پیش شاهان چون شدستی پرده دار
    • یا ربا این لطف ها را از لبش پاینده دار
    • مرحبا ای جان باقی پادشاه کامیار
    • سر برآور ای حریف و روی من بین همچو زر
    • نیشکر باید که بندد پیش آن لب ها کمر
    • در سماع عاشقان زد فر و تابش بر اثیر
    • گر به خلوت دیدمی او را به جایی سیر سیر
    • معده را پر کرده ای دوش از خمیر و از فطیر
    • گر خورد آن شیر عشقت خون ما را خورده گیر
    • خوی بد دارم ملولم تو مرا معذور دار
    • گرم در گفتار آمد آن صنم این الفرار
    • آینه چینی تو را با زنگی اعشی چه کار
    • لحظه لحظه می برون آمد ز پرده شهریار
    • از کنار خویش یابم هر دمی من بوی یار
    • شادیی کان از جهان اندر دلت آید مخر
    • بهر شهوت جان خود را می دهی همچون ستور
    • ساقیا هستند خلقان از می ما دور دور
    • ای صبا حالی ز خد و خال شمس الدین بیار
    • عقل بند ره روان و عاشقانست ای پسر
    • هله زیرک هله زیرک هله زیرک زوتر
    • مه روزه اندرآمد هله ای بت چو شکر
    • همه صیدها بکردی هله میر بار دیگر
    • هله زیرک هله زیرک هله زیرک هله زوتر
    • بده آن باده به ما باده به ما اولیتر
    • سر فروکن به سحر کز سر بازار نظر
    • هین که آمد به سر کوی تو مجنون دگر
    • صنما این چه گمانست فرودست حقیر
    • نه که مهمان غریبم تو مرا یار مگیر
    • اختران را شب وصلست و نثارست و نثار
    • روستایی بچه ای هست درون بازار
    • پر ده آن جام می را ساقیا بار دیگر
    • داد جاروبی به دستم آن نگار
    • گر ز سر عشق او داری خبر
    • عقل بند ره روانست ای پسر
    • آمدم من بی دل و جان ای پسر
    • ای نهاده بر سر زانو تو سر
    • بس که می انگیخت آن مه شور و شر
    • نرم نرمک سوی رخسارش نگر
    • عشق را با گفت و با ایما چه کار
    • رفتم آن جا مست و گفتم ای نگار
    • باز شد در عاشقی بابی دگر
    • ای خیالت در دل من هر سحور
    • راز را اندر میان نه وامگیر
    • ساقیا باده چون نار بیار
    • ساقیا باده گلرنگ بیار
    • از لب یار شکر را چه خبر
    • روزی خوشست رویت از نور روز خوشتر
    • بر منبرست این دم مذکر مذکر
    • ای جان جان جان ها جانی و چیز دیگر
    • ای محو عشق گشته جانی و چیز دیگر
    • ای آینه فقیری جانی و چیز دیگر
    • هر کس به جنس خویش درآمیخت ای نگار
    • دل ناظر جمال تو آن گاه انتظار
    • میر شکار من که مرا کرده ای شکار
    • کس بی کسی نماند می دان تو این قدر
    • مستیم و بیخودیم و جمال تو پرده در
    • آمد بهار خرم و آمد رسول یار
    • اندیشه را رها کن اندر دلش مگیر
    • پرده خوش آن بود کز پس آن پرده دار
    • تاخت رخ آفتاب گشت جهان مست وار
    • چون سر کس نیستت فتنه مکن دل مبر
    • سست مکن زه که من تیر توام چارپر
    • وجهک مثل القمر قلبک مثل الحجر
    • بر سر ره دیدمش تیزروان چون قمر
    • عمر که بی عشق رفت هیچ حسابش مگیر
    • آید هر دم رسول از طرف شهر یار
    • گفت لبم چون شکر ارزد گنج گهر
    • چون سر کس نیستت فتنه مکن دل مبر
    • نه در وفات گذارد نه در جفا دلدار
    • چرا ز قافله یک کس نمی شود بیدار
    • بیار ساقی بادت فدا سر و دستار
    • نبشتست خدا گرد چهره دلدار
    • شدست نور محمد هزار شاخ هزار
    • چه مایه رنج کشیدم ز یار تا این کار
    • مجوی شادی چون در غمست میل نگار
    • بیامدیم دگربار چون نسیم بهار
    • ز بامداد چه دشمن کشست دیدن یار
    • درخت اگر متحرک بدی به پا و به پر
    • تو شاخ خشک چرایی به روی یار نگر
    • ندا رسید به جان ها ز خسرو منصور
    • به من نگر که منم مونس تو اندر گور
    • مرا بگاه ده ای ساقی کریم عقار
    • بکش بکش که چه خوش می کشی بیار بیار
    • کسی بگفت ز ما یا از اوست نیکی و شر
    • فغان فغان که ببست آن نگار بار سفر
    • به خدمت لبت آمد به انتجاع شکر
    • قدح شکست و شرابم نماند و من مخمور
    • ببین دلی که نگردد ز جان سپاری سیر
    • مه تو یار ندارد جز او تو یار مگیر
    • چو دررسید ز تبریز شمس دین چو قمر
    • از آن مقام که نبود گشاد زود گذر
    • مطرب عاشقان بجنبان تار
    • گر تو خواهی وطن پر از دلدار
    • رحم بر یار کی کند هم یار
    • عشق جانست عشق تو جانتر
    • روی بنما به ما مکن مستور
    • مطربا عیش و نوش از سر گیر
    • مطربا عشقبازی از سر گیر
    • عار بادا جهانیان را عار
    • خلق را زیر گنبد دوار
    • میر خرابات تویی ای نگار
    • چند از این راه نو روزگار
    • مست توام نه از می و نه از کوکنار
    • جان خراباتی و عمر بهار
    • هست کسی صافی و زیبانظر
    • رحم کن ار زخم شوم سر به سر
    • در بگشا کمد خامی دگر
    • جاء الربیع و البطر زال الشتاء و الخطر
    • بشنو خبر صادق از گفته پیغامبر
    • مرا می گفت دوش آن یار عیار
    • انجیرفروش را چه بهتر
    • انتم الشمس و القمر منکم السمع و البصر
    • آفتابی برآمد از اسرار
    • جاء الربیع و البطر زال الشتاء و الخطر
    • غره وجه سلبت قلب جمیع البشر
    • سیدی انی کلیل انت فی زی النهار
    • حد البشیر بشاره یا جار
    • مررت بدر فی هواه بحار
    • یا ملک المبعث والمحشر
    • نسیم الصبح جد بابتشار
  • ز
    • به سوی ما نگر چشمی برانداز
    • تو چشم شیخ را دیدن میاموز
    • اگر کی در فرینداش یوقسا یاوز
    • بیا با تو مرا کارست امروز
    • چنان مستم چنان مستم من امروز
    • چنان مستم چنان مستم من امروز
    • در این سرما سر ما داری امروز
    • الا ای شمع گریان گرم می سوز
    • در این سرما سر ما داری امروز
    • ای خفته به یاد یار برخیز
    • ماییم فداییان جانباز
    • برخیز و صبوح را برانگیز
    • من از سخنان مهرانگیز
    • گر نه ای دیوانه رو مر خویش را دیوانه ساز
    • سوی خانه خویش آمد عشق آن عاشق نواز
    • عاشقان را شد مسلم شب نشستن تا به روز
    • اگر آتش است یارت تو برو در او همی سوز
    • سیمرغ کوه قاف رسیدن گرفت باز
    • یا مکثر الدلال علی الخلق بالنشوز
    • ساقی روحانیان روح شدم خیز خیز
    • برای عاشق و دزدست شب فراخ و دراز
    • به آفتاب شهم گفت هین مکن این ناز
    • برو برو که نفورم ز عشق عارآمیز
  • س
    • عشق گزین عشق و در او کوکبه می ران و مترس
    • سیر نگشت جان من بس مکن و مگو که بس
    • سوی لبش هر آنک شد زخم خورد ز پیش و پس
    • نیم شب از عشق تا دانی چه می گوید خروس
    • حال ما بی آن مه زیبا مپرس
    • ای دل بی بهره از بهرام ترس
    • نیست در آخرزمان فریادرس
    • ای روترش به پیشم بد گفته ای مرا پس
    • دست بنه بر دلم از غم دلبر مپرس
    • ای سگ قصاب هجر خون مرا خوش بلیس
    • بیا که دانه لطیفست رو ز دام مترس
  • ش
    • ای مست ماه روی تو استاره و گردون خوش
    • گر عاشقی از جان و دل جور و جفای یار کش
    • الحذر از عشق حذر هر کی نشانی بودش
    • ای شب خوش رو که تویی مهتر و سالار حبش
    • یار نخواهم که بود بدخو و غمخوار و ترش
    • دام دگر نهاده ام تا که مگر بگیرمش
    • اگر گم گردد این بی دل از آن دلدار جوییدش
    • چه دارد در دل آن خواجه که می تابد ز رخسارش
    • قرین مه دو مریخند و آن دو چشمت ای دلکش
    • پریشان باد پیوسته دل از زلف پریشانش
    • ریاضت نیست پیش ما همه لطفست و بخشایش
    • آن یار ترش رو را این سوی کشانیدش
    • رویش خوش و مویش خوش وان طره جعدینش
    • ای یوسف مه رویان ای جاه و جمالت خوش
    • زلفی که به جان ارزد هر تار بشوریدش
    • جانم به چه آرامد ای یار به آمیزش
    • وقتت خوش وقتت خوش حلوایی و شکرکش
    • هنگام صبوح آمد ای مرغ سحرخوانش
    • درون ظلمتی می جو صفاتش
    • قضا آمد شنو طبل نفیرش
    • نگاری را که می جویم به جانش
    • برفتم دی به پیشش سخت پرجوش
    • شنو پندی ز من ای یار خوش کیش
    • امروز خوش است دل که تو دوش
    • ای خواجه تو عاقلانه می باش
    • آن مطرب ما خوشست و چنگش
    • ما نعره به شب زنیم و خاموش
    • گر لاش نمود راه قلاش
    • اندرآ ای اصل اصل شادمانی شاد باش
    • ای سنایی گر نیابی یار یار خویش باش
    • آنک بیرون از جهان بد در جهان آوردمش
    • دوش رفتم در میان مجلس سلطان خویش
    • عارفان را شمع و شاهد نیست از بیرون خویش
    • ساقیا بی گه رسیدی می بده مردانه باش
    • شده ام سپند حسنت وطنم میان آتش
    • به شکرخنده اگر می ببرد جان رسدش
    • گر لب او شکند نرخ شکر می رسدش
    • آن که مه غاشیه زین چو غلامان کشدش
    • بر ملک نیست نهان حال دل و نیک و بدش
    • من توام تو منی ای دوست مرو از بر خویش
    • اندک اندک راه زد سیم و زرش
    • آنک جانش داده ای آن را مکش
    • چون تو شادی بنده گو غمخوار باش
    • آن مایی همچو ما دلشاد باش
    • عقل آمد عاشقا خود را بپوش
    • اندرآمد شاه شیرینان ترش
    • روی تو جان جانست از جان نهان مدارش
    • گر جان بجز تو خواهد از خویش برکنیمش
    • سرمست شد نگارم بنگر به نرگسانش
    • می گفت چشم شوخش با طره سیاهش
    • آن مه که هست گردون گردان و بی قرارش
    • روحیست بی نشان و ما غرقه در نشانش
    • در عشق آتشینش آتش نخورده آتش
    • صد سال اگر گریزی و نایی بتا به پیش
    • آینه ام من آینه ام من تا که بدیدم روی چو ماهش
    • مستی امروز من نیست چو مستی دوش
    • باز درآمد طبیب از در رنجور خویش
    • باز فرود آمدیم بر در سلطان خویش
    • ما به سلیمان خوشیم دیو و پری گو مباش
    • خواجه چرا کرده ای روی تو بر ما ترش
    • چون بزند گردنم سجده کند گردنش
    • باز درآمد ز راه بیخود و سرمست دوش
    • خواجه غلط کرده ای در صفت یار خویش
    • یار درآمد ز باغ بیخود و سرمست دوش
    • باز درآمد طبیب از در ایوب خویش
    • جان منست او هی مزنیدش
    • ز هدهدان تفکر چو دررسید نشانش
    • تمام اوست که فانی شدست آثارش
    • ندا رسید به عاشق ز عالم رازش
    • سری برآر که تا ما رویم بر سر عیش
    • شکست نرخ شکر را بتم به روی ترش
    • شنو ز سینه ترنگاترنگ آوازش
    • مباد با کس دیگر ثنا و دشنامش
    • چو رو نمود به منصور وصل دلدارش
    • دلی کز تو سوزد چه باشد دوایش
    • مست گشتم ز ذوق دشنامش
    • توبه من درست نیست خموش
    • آمد آن خواجه سیماترش
    • علی الله ای مسلمانان از آن هجران پرآتش
    • کل عقل بوصلکم مدهش
  • ع
    • بیا بیا که تویی جان جان سماع
    • بیا بیا که تویی جان جان جان سماع
  • غ
    • مدارم یک زمان از کار فارغ
    • امروز روز شادی و امسال سال لاغ
    • گویند شاه عشق ندارد وفا دروغ
    • عیسی روح گرسنه ست چو زاغ
  • ف
    • ما دو سه رند عشرتی جمع شدیم این طرف
    • ما دو سه مست خلوتی جمع شدیم این طرف
    • گر تو تنگ آیی ز ما زوتر برون رو ای حریف
    • باده نمی بایدم فارغم از درد و صاف
    • کعبه جان ها تویی گرد تو آرم طواف
    • بیا بیا که تویی شیر شیر شیر مصاف
  • ق
    • ای مونس و غمگسار عاشق
    • گر خمار آرد صداعی بر سر سودای عشق
    • ای جهان را دلگشا اقبال عشق
    • ای ناطق الهی و ای دیده حقایق
    • باز از آن کوه قاف آمد عنقای عشق
    • فریفت یار شکربار من مرا به طریق
    • جان و سر تو که بگو بی نفاق
    • الا یا ساقیا انی لظمن و مشتاق
    • جود الشموس علی الوری اشراق
    • یا ملک المغرب والمشرق
    • قلت له مصیحا یا ملک المشرق
  • ک
    • به دلجویی و دلداری درآمد یار پنهانک
    • روان شد اشک یاقوتی ز راه دیدگان اینک
    • رو رو که نه ای عاشق ای زلفک و ای خالک
    • آن میر دروغین بین با اسپک و با زینک
    • هر اول روز ای جان صد بار سلام علیک
    • بباید عشق را ای دوست دردک
    • اندرآ با ما نشان ده راستک
    • ایا هوای تو در جان ها سلام علیک
    • ای ظریف جهان سلام علیک
    • ای ظریف جهان سلام علیک
  • گ
    • برخیز ز خواب و ساز کن چنگ
    • عشق خامش طرفه تر یا نکته های چنگ چنگ
    • عاشقی و آنگهانی نام و ننگ
    • تتار اگر چه جهان را خراب کرد به جنگ
    • حریف جنگ گزیند تو هم درآ در جنگ
    • چو زد فراق تو بر سر مرا به نیرو سنگ
    • بگردان شراب ای صنم بی درنگ
    • هر کی در او نیست از این عشق رنگ
    • توبه سفر گیرد با پای لنگ
  • ل
    • ای تو ولی احسان دل ای حسن رویت دام دل
    • این بوالعجب کاندر خزان شد آفتاب اندر حمل
    • بانگ زدم نیم شبان کیست در این خانه دل
    • حلقه دل زدم شبی در هوس سلام دل
    • الا ای رو ترش کرده که تا نبود مرا مدخل
    • بقا اندر بقا باشد طریق کم زنان ای دل
    • مهم را لطف در لطفست از آنم بی قرار ای دل
    • هر آن کو صبر کرد ای دل ز شهوت ها در این منزل
    • امروز بحمدالله از دی بترست این دل
    • چه کارستان که داری اندر این دل
    • صد هزاران همچو ما غرقه در این دریای دل
    • شتران مست شدستند ببین رقص جمل
    • تو مرا می بده و مست بخوابان و بهل
    • رفت عمرم در سر سودای دل
    • سوی آن سلطان خوبان الرحیل
    • امروز روز شادی و امسال سال گل
    • تا نزند آفتاب خیمه نور جلال
    • چشم تو با چشم من هر دم بی قیل و قال
    • شد پی این لولیان در حرم ذوالجلال
    • چند از این قیل و قال عشق پرست و ببال
    • چگونه برنپرد جان چو از جناب جلال
    • تو را سعادت بادا در آن جمال و جلال
    • دو چشم اگر بگشادی به آفتاب وصال
    • اگر درآید ناگه صنم زهی اقبال
    • پیام کرد مرا بامداد بحر عسل
    • به گوش دل پنهانی بگفت رحمت کل
    • ز خود شدم ز جمال پر از صفا ای دل
    • باده ده ای ساقی جان باده بی درد و دغل
    • عمرک یا واحدا فی درجات الکمال
    • لجکنن اغلن هی بزه کلکل
    • کجکنن اغلن اودیا کلکل
    • ایها النور فی الفاد تعال
    • یا منیر البدر قد اوضحت بالبلبال بال
    • یا بدیع الحسن قد اوضحت بالبلبال بال
    • رشاء العشق حبیبی لشرود و مضل
    • عمرک یا واحدا فی درجات الکمال
    • تعال یا مدد العیش و السرور تعال
    • الام طماعیة العاذل
    • یا ویح نفسنا بفوات الفضائل
  • م
    • علونا سماء الود من غیر سلم
    • آمد بهار ای دوستان منزل سوی بستان کنیم
    • ای عاشقان ای عاشقان پیمانه را گم کرده ام
    • این بار من یک بارگی در عاشقی پیچیده ام
    • هان ای طبیب عاشقان دستی فروکش بر برم
    • ای عاشقان ای عاشقان من خاک را گوهر کنم
    • بازآمدم چون عید نو تا قفل زندان بشکنم
    • کاری ندارد این جهان تا چند گل کاری کنم
    • ای با من و پنهان چو دل از دل سلامت می کنم
    • ای آسمان این چرخ من زان ماه رو آموختم
    • آمد خیال خوش که من از گلشن یار آمدم
    • دی بر سرم تاج زری بنهاده است آن دلبرم
    • هرگز ندانم راندن مستی که افتد بر درم
    • ای ساقی روشن دلان بردار سغراق کرم
    • تا من بدیدم روی تو ای ماه و شمع روشنم
    • عشقا تو را قاضی برم کاشکستیم همچون صنم
    • بس جهد می کردم که من آیینه نیکی شوم
    • آمد بهار ای دوستان منزل به سروستان کنیم
    • هین خیره خیره می نگر اندر رخ صفراییم
    • ای نفس کل صورت مکن وی عقل کل بشکن قلم
    • ای پاک رو چون جام جم وز عشق آن مه متهم
    • بازآمدم بازآمدم از پیش آن یار آمدم
    • تا کی به حبس این جهان من خویش زندانی کنم
    • یار شدم یار شدم با غم تو یار شدم
    • مرده بدم زنده شدم گریه بدم خنده شدم
    • دفع مده دفع مده من نروم تا نخورم
    • مطرب عشق ابدم زخمه عشرت بزنم
    • باز در اسرار روم جانب آن یار روم
    • زین دو هزاران من و ما ای عجبا من چه منم
    • جمع تو دیدم پس از این هیچ پریشان نشوم
    • هر نفسی تازه ترم کز سر روزن بپرم
    • تیز دوم تیز دوم تا به سواران برسم
    • کوه نیم سنگ نیم چونک گدازان نشوم
    • دوش چه خورده ای بگو ای بت همچو شکرم
    • آمده ام که سر نهم عشق تو را به سر برم
    • کار مرا چو او کند کار دگر چرا کنم
    • میل هواش می کنم طال بقاش می زنم
    • هر شب و هر سحر تو را من به دعا بخواستم
    • دوش چه خورده ای بگو ای بت همچو شکرم
    • تا به کی ای شکر چو تن بی دل و جان فغان کنم
    • ای تو بداده در سحر از کف خویش باده ام
    • تا که اسیر و عاشق آن صنم چو جان شدم
    • گرم درآ و دم مده باده بیار ای صنم
    • بیا هر کس که می خواهد که تا با وی گرو بندم
    • کشید این دل گریبانم به سوی کوی آن یارم
    • درخت و آتشی دیدم ندا آمد که جانانم
    • ز فرزین بند آن رخ من چه شهماتم چه شهماتم
    • ترش رویی و خشمینی چنین شیرین ندیدستم
    • به حق روی تو که من چنین رویی ندیدستم
    • دلا مشتاق دیدارم غریب و عاشق و مستم
    • بگفتم حال دل گویم از آن نوعی که دانستم
    • اگر شد سود و سرمایه چه غمگینی چو من هستم
    • بیا بشنو که من پیش و پس اسبت چرا گردم
    • طواف حاجیان دارم بگرد یار می گردم
    • تو تا دوری ز من جانا چنین بی جان همی گردم
    • بگفتم عذر با دلبر که بی گه بود و ترسیدم
    • دعا گویی است کار من بگویم تا نطق دارم
    • چه دانی تو که در باطن چه شاهی همنشین دارم
    • من از اقلیم بالایم سر عالم نمی دارم
    • همه بازان عجب ماندند در آهنگ پروازم
    • نه آن بی بهره دلدارم که از دلدار بگریزم
    • نهادم پای در عشق که بر عشاق سر باشم
    • مرا چون کم فرستی غم حزین و تنگ دل باشم
    • تو خود دانی که من بی تو عدم باشم عدم باشم
    • من آنم کز خیالاتش تراشنده وثن باشم
    • چو آمد روی مه رویم که باشم من که من باشم
    • به گرد دل همی گردی چه خواهی کرد می دانم
    • تو خورشیدی و یا زهره و یا ماهی نمی دانم
    • چو رعد و برق می خندد ثنا و حمد می خوانم
    • ندارد پای عشق او دل بی دست و بی پایم
    • من این ایوان نه تو را نمی دانم نمی دانم
    • بنه ای سبز خنگ من فراز آسمان ها سم
    • بنه ای سبز خنگ من فراز آسمان ها سم
    • زهی سرگشته در عالم سر و سامان که من دارم
    • بشستم تخته هستی سر عالم نمی دارم
    • ای عشق که کردستی تو زیر و زبر خوابم
    • من دلق گرو کردم عریان خراباتم
    • گر بی دل و بی دستم وز عشق تو پابستم
    • رفتم به طبیب جان گفتم که ببین دستم
    • در مجلس آن رستم در عربده بنشستم
    • زان می که ز بوی او شوریده و سرمستم
    • بستان قدح از دستم ای مست که من مستم
    • گر تو بنمی خسپی بنشین تو که من خفتم
    • ساقی چو شه من بد بیش از دگران خوردم
    • در آینه چون بینم نقش تو به گفت آرم
    • گفتم به مهی کز تو صد گونه طرب دارم
    • ای خواجه سلام علیک من عزم سفر دارم
    • توبه نکنم هرگز زین جرم که من دارم
    • من خفته وشم اما بس آگه و بیدارم
    • یک لحظه و یک ساعت دست از تو نمی دارم
    • تا عاشق آن یارم بی کارم و بر کارم
    • بشکسته سر خلقی سر بسته که رنجورم
    • پایی به میان درنه تا عیش ز سر گیرم
    • صورتگر نقاشم هر لحظه بتی سازم
    • شاگرد تو می باشم گر کودن و کژپوزم
    • سر برمزن از هستی تا راه نگردد گم
    • ای کرده تو مهمانم در پیش درآ جانم
    • در عشق سلیمانی من همدم مرغانم
    • این شکل که من دارم ای خواجه که را مانم
    • امروز خوشم با تو جان تو و فردا هم
    • بیخود شده ام لیکن بیخودتر از این خواهم
    • جانم به فدا بادا آن را که نمی گویم
    • مخمورم پرخواره اندازه نمی دانم
    • دگربار دگربار ز زنجیر بجستم
    • بیایید بیایید به گلزار بگردیم
    • حکیمیم طبیبیم ز بغداد رسیدیم
    • بجوشید بجوشید که ما اهل شعاریم
    • طبیبیم حکیمیم طبیبان قدیمیم
    • از اول امروز چو آشفته و مستیم
    • المنه لله که ز پیکار رهیدیم
    • آن خانه که صد بار در او مایده خوردیم
    • خیزید مخسپید که نزدیک رسیدیم
    • ما آتش عشقیم که در موم رسیدیم
    • چون در عدم آییم و سر از یار برآریم
    • امروز مها خویش ز بیگانه ندانیم
    • بشکن قدح باده که امروز چنانیم
    • صبح است و صبوح است بر این بام برآییم
    • چون آینه رازنما باشد جانم
    • امروز چنانم که خر از بار ندانم
    • ای خواجه بفرما به کی مانم به کی مانم
    • ساقی ز پی عشق روان است روانم
    • از شهر تو رفتیم تو را سیر ندیدیم
    • خلقان همه نیکند جز این تن که گزیدیم
    • بار دگر از راه سوی چاه رسیدیم
    • ما عاشق و سرگشته و شیدای دمشقیم
    • افتادم افتادم در آبی افتادم
    • اگر تو نیستی در عاشقی خام
    • چه دیدم خواب شب کامروز مستم
    • به جان جمله مستان که مستم
    • بیا کز غیر تو بیزار گشتم
    • بیا کز عشق تو دیوانه گشتم
    • چنان مست است از آن دم جان آدم
    • منم فتنه هزاران فتنه زادم
    • ز زندان خلق را آزاد کردم
    • غلامم خواجه را آزاد کردم
    • حسودان را ز غم آزاد کردم
    • یکی مطرب همی خواهم در این دم
    • همیشه من چنین مجنون نبودم
    • ایا یاری که در تو ناپدیدم
    • سفر کردم به هر شهری دویدم
    • سفر کردم به هر شهری دویدم
    • اگر عشقت به جای جان ندارم
    • بیا ای آنک بردی تو قرارم
    • گهی در گیرم و گه بام گیرم
    • اگر سرمست اگر مخمور باشم
    • خداوندا مده آن یار را غم
    • چه نزدیک است جان تو به جانم
    • چه نزدیک است جان تو به جانم
    • مرا گویی که رایی من چه دانم
    • من آن ماهم که اندر لامکانم
    • بیا کامروز بیرون از جهانم
    • مرا پرسی که چونی بین که چونم
    • من از عالم تو را تنها گزینم
    • ورا خواهم دگر یاری نخواهم
    • نه آن شیرم که با دشمن برآیم
    • چو آب آهسته زیر که درآیم
    • ز قند یار تا شاخی نخایم
    • از آن باده ندانم چون فنایم
    • بیا کامروز گرد یار گردیم
    • به پیش باد تو ما همچو گردیم
    • شب دوشینه ما بیدار بودیم
    • من و تو دوش شب بیدار بودیم
    • بیا کامروز شه را ما شکاریم
    • بیا تا عاشقی از سر بگیریم
    • بیا امروز ما مهمان میریم
    • بیا ما چند کس با هم بسازیم
    • بیا تا قدر یک دیگر بدانیم
    • میان ما درآ ما عاشقانیم
    • چرا شاید چو ما شه زادگانیم
    • بر آن بودم که فرهنگی بجویم
    • مگردان روی خود ای دیده رویم
    • بیا با هم سخن از جان بگوییم
    • مرا خواندی ز در تو خستی از بام
    • چنان مستم چنان مستم من این دم
    • کجایی ساقیا درده مدامم
    • مرا گویی چه سانی من چه دانم
    • شراب شیره انگور خواهم
    • رفتم تصدیع از جهان بردم
    • من با تو حدیث بی زبان گویم
    • روی تو چو نوبهار دیدم
    • زنهار مرا مگو که پیرم
    • گر از غم عشق عار داریم
    • از اصل چو حورزاد باشیم
    • ما آفت جان عاشقانیم
    • ما صحبت همدگر گزینیم
    • چون ذره به رقص اندرآییم
    • جز جانب دل به دل نیاییم
    • ای برده نماز من ز هنگام
    • یا رب توبه چرا شکستم
    • دانی کامروز از چه زردم
    • من دوش به تازه عهد کردم
    • تا عشق تو سوخت همچو عودم
    • تا چهره آن یگانه دیدم
    • گر ناز تو را به گفت نارم
    • من اشتر مست شهریارم
    • روزی که گذر کنی به گورم
    • ای دشمن روزه و نمازم
    • تا با تو قرین شده ست جانم
    • امروز مرا چه شد چه دانم
    • ای جان لطیف و ای جهانم
    • ناآمده سیل تر شدستیم
    • آن عشرت نو که برگرفتیم
    • در عشق قدیم سال خوردیم
    • گر گمشدگان روزگاریم
    • ما عاشق و بی دل و فقیریم
    • نی سیم و نه زر نه مال خواهیم
    • ما شاخ گلیم نی گیاهیم
    • ما زنده به نور کبریاییم
    • امروز نیم ملول شادم
    • من جز احد صمد نخواهم
    • ما آب دریم ما چه دانیم
    • تا دلبر خویش را نبینیم
    • گر به خوبی می بلافد لا نسلم لا نسلم
    • هرچ گویی از بهانه لا نسلم لا نسلم
    • می خرامد جان مجلس سوی مجلس گام گام
    • هر که گوید کان چراغ دیده ها را دیده ام
    • ای جهان آب و گل تا من تو را بشناختم
    • خویش را چون خار دیدم سوی گل بگریختم
    • عشوه دادستی که من در بی وفایی نیستم
    • من سر خم را ببستم باز شد پهلوی خم
    • چشم بگشا جان نگر کش سوی جانان می برم
    • چون ز صورت برتر آمد آفتاب و اخترم
    • وقت آن آمد که من سوگندها را بشکنم
    • نی تو گفتی از جفای آن جفاگر نشکنم
    • روی نیکت بد کند من نیک را بر بد نهم
    • ایها العشاق آتش گشته چون استاره ایم
    • سر قدم کردیم و آخر سوی جیحون تاختیم
    • چون همه یاران ما رفتند و تنها ماندیم
    • این چه کژطبعی بود که صد هزاران غم خوریم
    • ای خوشا روزا که ما معشوق را مهمان کنیم
    • چون بدیدم صبح رویت در زمان برخیستم
    • از شهنشه شمس دین من ساغری را یافتم
    • بار دیگر از دل و از عقل و جان برخاستیم
    • می بسازد جان و دل را بس عجایب کان صیام
    • چونک در باغت به زیر سایه طوبیستم
    • بده آن باده دوشین که من از نوش تو مستم
    • بزن آن پرده نوشین که من از نوش تو مستم
    • هله دوشت یله کردم شب دوشت یله کردم
    • ز فلک قوت بگیرم دهن از لوت ببندم
    • چه کسم من چه کسم من که بسی وسوسه مندم
    • چو یکی ساغر مردی ز خم یار برآرم
    • منم آن عاشق عشقت که جز این کار ندارم
    • مکن ای دوست غریبم سر سودای تو دارم
    • منم آن کس که نبینم بزنم فاخته گیرم
    • به خدا کز غم عشقت نگریزم نگریزم
    • بزن آن پرده دوشین که من امروز خموشم
    • من اگر دست زنانم نه من از دست زنانم
    • ز یکی پسته دهانی صنمی بسته دهانم
    • بت بی نقش و نگارم جز تو یار ندارم
    • علم عشق برآمد برهانم ز زحیرم
    • تو گواه باش خواجه که ز توبه توبه کردم
    • هوسی است در سر من که سر بشر ندارم
    • چو غلام آفتابم هم از آفتاب گویم
    • تو ز من ملول گشتی که من از تو ناشتابم
    • هذیان که گفت دشمن به درون دل شنیدم
    • خبری اگر شنیدی ز جمال و حسن یارم
    • دو هزار عهد کردم که سر جنون نخارم
    • فلکا بگو که تا کی گله های یار گویم
    • نظری به کار من کن که ز دست رفت کارم
    • دیده از خلق ببستم چو جمالش دیدم
    • دل چه خورده ست عجب دوش که من مخمورم
    • گر مرا خار زند آن گل خندان بکشم
    • در فروبند که ما عاشق این میکده ایم
    • هله رفتیم و گرانی ز جمالت بردیم
    • در فروبند که ما عاشق این انجمنیم
    • عقل گوید که من او را به زبان بفریبم
    • دم به دم از ره دل پیک خیالش رسدم
    • از بت باخبر من خبری می رسدم
    • منم آن دزد که شب نقب زدم ببریدم
    • مادرم بخت بده است و پدرم جود و کرم
    • ای خوشا روز که پیش چو تو سلطان میرم
    • گر تو خواهی که تو را بی کس و تنها نکنم
    • من چو در گور درون خفته همی فرسایم
    • ساقیا ما ز ثریا به زمین افتادیم
    • چند خسپیم صبوح است صلا برخیزیم
    • جز ز فتان دو چشمت ز کی مفتون باشیم
    • گر تو مستی بر ما آی که ما مستانیم
    • روز آن است که ما خویش بر آن یار زنیم
    • روز شادی است بیا تا همگان یار شویم
    • ساقیا عربده کردیم که در جنگ شویم
    • وقت آن شد که به زنجیر تو دیوانه شویم
    • خوش بنوشم تو اگر زهر نهی در جامم
    • ما سر و پنجه و قوت نه از این جان داریم
    • ای دریغا که شب آمد همه از هم ببریم
    • من از این خانه پرنور به در می نروم
    • تا که ما از نظر و خوبی تو باخبریم
    • دوش می گفت جانم کی سپهر معظم
    • هم به درد این درد را درمان کنم
    • می رسد بوی جگر از دو لبم
    • عاشقم از عاشقان نگریختم
    • دست من گیر ای پسر خوش نیستم
    • ای گزیده یار چونت یافتم
    • سالکان راه را محرم شدم
    • بوی آن خوب ختن می آیدم
    • نو به نو هر روز باری می کشم
    • می شناسد پرده جان آن صنم
    • عاشقی بر من پریشانت کنم
    • گفته ای من یار دیگر می کنم
    • من ز وصلت چون به هجران می روم
    • من به سوی باغ و گلشن می روم
    • آتشی نو در وجود اندرزدیم
    • ما به خرمنگاه جان بازآمدیم
    • گر دم از شادی وگر از غم زنیم
    • روز باران است و ما جو می کنیم
    • امشب ای دلدار مهمان توییم
    • ما ز بالاییم و بالا می رویم
    • دوش عشق شمس دین می باختیم
    • عاقبت ای جان فزا نشکیفتم
    • یک دمی خوش چو گلستان کندم
    • من اگر نالم اگر عذر آرم
    • من اگر مستم اگر هشیارم
    • من اگر پرغم اگر شادانم
    • من از این خانه به در می نروم
    • من اگر پرغم اگر خندانم
    • من که حیران ز ملاقات توام
    • من از این خانه به در می نروم
    • ای مطرب این غزل گو کی یار توبه کردم
    • گفتم که عهد بستم وز عهد بد برستم
    • گر جان منکرانت شد خصم جان مستم
    • رفتم ز دست خود من در بیخودی فتادم
    • صد بار مردم ای جان وین را بیازمودم
    • اندر دو کون جانا بی تو طرب ندیدم
    • خواهم که کفک خونین از دیگ جان برآرم
    • یا رب چه یار دارم شیرین شکار دارم
    • من پاکباز عشقم تخم غرض نکارم
    • بازآمدم خرامان تا پیش تو بمیرم
    • پیش چنین جمال جان بخش چون نمیرم
    • ای چرخ عیب جویم وی سقف پرستیزم
    • آری ستیزه می کن تا من همی ستیزم
    • ای توبه ام شکسته از تو کجا گریزم
    • دل را ز من بپوشی یعنی که من ندانم
    • عالم گرفت نورم بنگر به چشم هایم
    • آوازه جمالت از جان خود شنیدیم
    • درده شراب یک سان تا جمله جمع باشیم
    • من آن شب سیاهم کز ماه خشم کردم
    • اشکم دهل شده ست از این جام دم به دم
    • از ما مشو ملول که ما سخت شاهدیم
    • برخیز تا شراب به رطل و سبو خوریم
    • چیزی مگو که گنج نهانی خریده ام
    • ای گوش من گرفته تویی چشم روشنم
    • ما قحطیان تشنه و بسیارخواره ایم
    • با روی تو ز سبزه و گلزار فارغیم
    • بگشای چشم خود که از آن چشم روشنیم
    • ما در جهان موافقت کس نمی کنیم
    • خیزید عاشقان که سوی آسمان رویم
    • چند روی بی خبر آخر بنگر به بام
    • هر کی بمیرد شود دشمن او دوستکام
    • امشب جان را ببر از تن چاکر تمام
    • لولیکان توییم در بگشا ای صنم
    • ای تو ترش کرده رو تا که بترسانیم
    • پیشتر آ می لبا تا همه شیدا شویم
    • بار دگر ذره وار رقص کنان آمدیم
    • خوش سوی ما آ دمی ز آنچ که ما هم خوشیم
    • بدار دست ز ریشم که باده ای خوردم
    • نیم ز کار تو فارغ همیشه در کارم
    • همه جمال تو بینم چو چشم باز کنم
    • نگفتمت مرو آن جا که آشنات منم
    • بیار باده که دیر است در خمار توام
    • به غم فرونروم باز سوی یار روم
    • مرا اگر تو نخواهی منت به جان خواهم
    • اگر چه شرط نهادیم و امتحان کردیم
    • چه روز باشد کاین جسم و رسم بنوردیم
    • اگر زمین و فلک را پر از سلام کنیم
    • به حق آنک بخواندی مرا ز گوشه بام
    • به جان عشق که از بهر عشق دانه و دام
    • سماع چیست ز پنهانیان دل پیغام
    • به گوش من برسانید هجر تلخ پیام
    • به گرد تو چو نگردم به گرد خود گردم
    • بیار باده که اندر خمار خمارم
    • به گوشه ای بروم گوش آن قدح گیرم
    • زهی حلاوت پنهان در این خلای شکم
    • خوشی خوشی تو ولی من هزار چندانم
    • به کوی عشق تو من نامدم که بازروم
    • ببسته است پری نهانیی پایم
    • اگر چه ما نه خروس و نه ماکیان داریم
    • بیار مطرب بر ما کریم باش کریم
    • فضول گشته ام امروز جنگ می جویم
    • بر آن شده ست دلم کتشی بگیرانم
    • اگر به عقل و کفایت پی جنون باشم
    • می گریزد از ما و ما قوامش داریم
    • گه چرخ زنان همچون فلکم
    • تلخی نکند شیرین ذقنم
    • تشنه خویش کن مده آبم
    • کون خر را نظام دین گفتم
    • آمدم باز تا چنان گردم
    • آتشی از تو در دهان دارم
    • در طریقت دو صد کمین دارم
    • تا به جان مست عشق آن یارم
    • همتم شد بلند و تدبیرم
    • در وصالت چرا بیاموزم
    • اه چه بی رنگ و بی نشان که منم
    • ما همه از الست همدستیم
    • آمدستیم تا چنان گردیم
    • ما که باده ز دست یار خوریم
    • ناله بلبل بهار کنیم
    • عاشق روی جان فزای توییم
    • خیز تا فتنه ای برانگیزیم
    • تو چه دانی که ما چه مرغانیم
    • چند قبا بر قد دل دوختم
    • ای دل صافی دم ثابت قدم
    • آمد سرمست سحر دلبرم
    • شد ز غمت خانه سودا دلم
    • چند گهی فاتحه خوانت کنم
    • بار دگر جانب یار آمدیم
    • ما به تماشای تو بازآمدیم
    • گر تو کنی روی ترش زحمت از این جا ببرم
    • منم آن بنده مخلص که از آن روز که زادم
    • انا فتحنا بابکم لا تهجروا اصحابکم
    • رحت انا من بینکم غبت کذا من عینکم
    • اتیناکم اتیناکم فحیونا نحییکم
    • اقبل الساقی علینا حاملا کاس المدام
    • قد رجعنا قد رجعنا جائیا من طورکم
    • ظننتم ایا عذال ان قد عدلتم
    • فان وفق الله الکریم وصالکم
    • علی اهل نجد الثنا و سلام
    • طیب الله عیشکم لا وحش الله منکم
    • بگردان ساقی مه روی جام
    • الا هات حمرا کالعندم
  • ن
    • بیا بیا دلدار من دلدار من درآ درآ در کار من در کار من
    • دزدیده چون جان می روی اندر میان جان من
    • گر آخر آمد عشق تو گردد ز اول ها فزون
    • تا کی گریزی از اجل در ارغوان و ارغنون
    • ای عاشقان ای عاشقان هنگام کوچ است از جهان
    • دلدار من در باغ دی می گشت و می گفت ای چمن
    • بویی همی آید مرا مانا که باشد یار من
    • این کیست این این کیست این این یوسف ثانی است این
    • این کیست این این کیست این هذا جنون العاشقین
    • ای باغبان ای باغبان آمد خزان آمد خزان
    • هین دف بزن هین کف بزن کاقبال خواهی یافتن
    • دلدار من در باغ دی می گشت و می گفت ای چمن
    • ای دل شکایت ها مکن تا نشنود دلدار من
    • ای یار من ای یار من ای یار بی زنهار من
    • در غیب پر این سو مپر ای طایر چالاک من
    • هذا رشاد الکافرین هذا جزاء الصابرین
    • آن شاخ خشک است و سیه هان ای صبا بر وی مزن
    • چندان بگردم گرد دل کز گردش بسیار من
    • بخت نگار و چشم من هر دو نخسبد در زمن
    • با آن سبک روحی گل وان لطف شه برگ سمن
    • پوشیده چون جان می روی اندر میان جان من
    • آن سو مرو این سو بیا ای گلبن خندان من
    • ای بس که از آواز دش وامانده ام زین راه من
    • با آنک از پیوستگی من عشق گشتم عشق من
    • بر گرد گل می گشت دی نقش خیال یار من
    • من دزد دیدم کو برد مال و متاع مردمان
    • خوش می گریزی هر طرف از حلقه ما نی مکن
    • ای نور افلاک و زمین چشم و چراغ غیب بین
    • کو خر من کو خر من پار بمرد آن خر من
    • عشق تو آورد قدح پر ز بلای دل من
    • من خوشم از گفت خسان وز لب و لنج ترشان
    • آینه ای بزدایم از جهت منظر من
    • قصد جفاها نکنی ور بکنی با دل من
    • قصد جفاها نکنی ور بکنی با دل من
    • کافرم ار در دو جهان عشق بود خوشتر از این
    • هی چه گریزی چندین یک نفس این جا بنشین
    • آب حیات عشق را در رگ ما روانه کن
    • ای شده از جفای تو جانب چرخ دود من
    • سیر نمی شوم ز تو نیست جز این گناه من
    • سیر نمی شوم ز تو ای مه جان فزای من
    • من طربم طرب منم زهره زند نوای من
    • هر کی ز حور پرسدت رخ بنما که همچنین
    • دوش چه خورده ای دلا راست بگو نهان مکن
    • باز نگار می کشد چون شتران مهار من
    • گفتم دوش عشق را ای تو قرین و یار من
    • تا تو حریف من شدی ای مه دلستان من
    • راز تو فاش می کنم صبر نماند بیش از این
    • مانده شده ست گوش من از پی انتظار آن
    • آمده ام به عذر تو ای طرب و قرار جان
    • عید نمای عید را ای تو هلال عید من
    • گرم درآ و دم مده ساقی بردبار من
    • باز بهار می کشد زندگی از بهار من
    • یا رب من بدانمی چیست مراد یار من
    • چند گریزی ای قمر هر طرفی ز کوی من
    • واقعه ای بدیده ام لایق لطف و آفرین
    • مطرب خوش نوای من عشق نواز همچنین
    • تا چه خیال بسته ای ای بت بدگمان من
    • چهره شرمگین تو بستد شرمگان من
    • دوش چه خورده ای دلا راست بگو نهان مکن
    • مرا در دل همی آید که من دل را کنم قربان
    • عدو توبه و صبرم مرا امروز ناگاهان
    • حرام است ای مسلمانان از این خانه برون رفتن
    • خرامان می روی در دل چراغ افروز جان و تن
    • چه باشد پیشه عاشق بجز دیوانگی کردن
    • چرا کوشد مسلمان در مسلمان را فریبیدن
    • چراغ عالم افروزم نمی تابد چنین روشن
    • نشانی هاست در چشمش نشانش کن نشانش کن
    • چو آمد روی مه رویم کی باشم من که باشم من
    • چو افتم من ز عشق دل به پای دلربای من
    • چه دانی تو خراباتی که هست از شش جهت بیرون
    • چه دانستم که این سودا مرا زین سان کند مجنون
    • مرا هر دم همی گویی که برگو قطعه شیرین
    • توقع دارم از لطف تو ای صدر نکوآیین
    • چو افتم من ز عشق دل به پای دلربای من
    • منم آن حلقه در گوش و نشسته گوش شمس الدین
    • الا ای باد شبگیرم بیار اخبار شمس الدین
    • ای قاعده مستان در همدگر افتادن
    • چون چنگ شدم جانا آن چنگ تو دروا کن
    • ای سنجق نصرالله وی مشعله یاسین
    • در پرده دل بنگر صد دختر آبستان
    • ای سرو و گل بستان بنگر به تهی دستان
    • ای کار من از تو زر ای سیمبر مستان
    • ای جانک من چونی یک بوسه به چند ای جان
    • دروازه هستی را جز ذوق مدان ای جان
    • رو مذهب عاشق را برعکس روش ها دان
    • ای نفس چو سگ آخر تا چند زنی دندان
    • دو چیز نخواهد بد در هر دو جهان می دان
    • ای در غم بیهوده رو کم ترکوا برخوان
    • دانی که کجا جویی ما را به گه جستن
    • از آتش روی خود اندر دلم آتش زن
    • ای یار مقامردل پیش آ و دمی کم زن
    • بی جا شو در وحدت در عین فنا جا کن
    • ای دل چو نمی گردد در شرح زبان من
    • من گوش کشان گشتم از لیلی و از مجنون
    • آرایش باغ آمد این روی چه روی است این
    • در زیر نقاب شب این زنگیکان را بین
    • از چشمه جان ره شد در خانه هر مسکین
    • آن کس که تو را بیند وانگه نظرش بر تن
    • بی او نتوان رفتن بی او نتوان گفتن
    • آن ساعد سیمین را در گردن ما افکن
    • ای سرده صد سودا دستار چنین می کن
    • نی نی به از این باید با دوست وفا کردن
    • گرت هست سر ما سر و ریش بجنبان
    • بیا بوسه به چند است از آن لعل مثمن
    • دل دل دل تو دل مرا مرنجان
    • با روی تو کفر است به معنی نگریدن
    • ما دست تو را خواجه بخواهیم کشیدن
    • هر شب که بود قاعده سفره نهادن
    • صد گوش نوم باز شد از راز شنودن
    • گر زانک ملولی ز من ای فتنه حوران
    • بفریفتیم دوش و پرندوش به دستان
    • نشاید از تو چندین جور کردن
    • در این دم همدمی آمد خمش کن
    • ندا آمد به جان از چرخ پروین
    • دل خون خواره را یک باره بستان
    • بیا ای مونس جان های مستان
    • ز زخم دف کفم بدرید ای جان
    • چرا منکر شدی ای میر کوران
    • شنیدی تو که خط آمد ز خاقان
    • کجا خواهی ز چنگ ما پریدن
    • اگر تو عاشقی غم را رها کن
    • تو نقد قلب را از زر برون کن
    • گر این جا حاضری سر همچنین کن
    • نتانی آمدن این راه با من
    • دل معشوق سوزیده است بر من
    • تو هر جزو جهان را بر گذر بین
    • تو را پندی دهم ای طالب دین
    • بیا ساقی می ما را بگردان
    • به باغ آییم فردا جمله یاران
    • اگر خواهی مرا می در هوا کن
    • برو ای دل به سوی دلبر من
    • برآ بر بام و اکنون ماه نو بین
    • چو بربندند ناگاهت زنخدان
    • فرود آ تو ز مرکب بار می بین
    • عشق است بر آسمان پریدن
    • دیر آمده ای مرو شتابان
    • ای ساقی و دستگیر مستان
    • ما شادتریم یا تو ای جان
    • ای روی مه تو شاد خندان
    • ای روی تو نوبهار خندان
    • بازآمد آستین فشانان
    • مال است و زر است مکسب تن
    • وقت آمد توبه را شکستن
    • ای دوست عتاب را رها کن
    • ای عربده کرده دوش با من
    • امروز تو خوشتری و یا من
    • عقل از کف عشق خورد افیون
    • ای دشمن عقل و جان شیرین
    • برخیز و صبوح را برنجان
    • از ما مرو ای چراغ روشن
    • دلبر بیگانه صورت مهر دارد در نهان
    • عاشقان نالان چو نای و عشق همچون نای زن
    • هر خوشی که فوت شد از تو مباش اندوهگین
    • نازنینی را رها کن با شهان نازنین
    • می پرد این مرغ دیگر در جنان عاشقان
    • ای ز تو مه پای کوبان وز تو زهره دف زنان
    • مهره ای از جان ربودم بی دهان و بی دهان
    • من ز گوش او بدزدم حلقه دیگر نهان
    • می گزید او آستین را شرمگین در آمدن
    • چون ببینی آفتاب از روی دلبر یاد کن
    • هر چه آن سرخوش کند بویی بود از یار من
    • کاشکی از غیر تو آگه نبودی جان من
    • سوی بیماران خود شد شاه مه رویان من
    • بانگ آید هر زمانی زین رواق آبگون
    • آنچ می آید ز وصفت این زمانم در دهن
    • بوی آن باغ و بهار و گلبن رعناست این
    • ای برادر تو چه مرغی خویشتن را بازبین
    • هست ما را هر زمانی از نگار راستین
    • هر صبوحی ارغنون ها را برنجان همچنین
    • عیش هاتان نوش بادا هر زمان ای عاشقان
    • ای زیان و ای زیان و ای زیان و ای زیان
    • سر فروکرد از فلک آن ماه روی سیمتن
    • هست عاقل هر زمانی در غم پیدا شدن
    • ساقیا چون مست گشتی خویش را بر من بزن
    • روی او فتوی دهد کز کعبه بر بتخانه زن
    • آفتابا بار دیگر خانه را پرنور کن
    • نوبهارا جان مایی جان ها را تازه کن
    • یار خود را خواب دیدم ای برادر دوش من
    • پرده بردار ای حیات جان و جان افزای من
    • شمس دین بر یوسفان و نازنینان نازنین
    • در میان ظلمت جان تو نور چیست آن
    • جام پر کن ساقیا آتش بزن اندر غمان
    • ای تو را گردن زده آن تسخرت بر گرد نان
    • ای دل من در هوایت همچو آب و ماهیان
    • از بدی ها آن چه گویم هست قصدم خویشتن
    • مطربا بردار چنگ و لحن موسیقار زن
    • از دخول هر غری افسرده ای در کار من
    • عاشقا دو چشم بگشا چارجو در خود ببین
    • موی بر سر شد سپید و روی من بگرفت چین
    • ای چراغ آسمان و رحمت حق بر زمین
    • عشق شمس الدین است یا نور کف موسی است آن
    • عشق شمس حق و دین کان گوهر کانی است آن
    • در ستایش های شمس الدین نباشم مفتتن
    • ایها الساقی ادر کأس الحمیا نصف من
    • عاشقان را مژده ای از سرفراز راستین
    • یارکان رقصی کنید اندر غمم خوشتر از این
    • مطربا نرمک بزن تا روح بازآید به تن
    • گلسن بنده ستایک غرضم یق اشد رسن
    • به خدا میل ندارم نه به چرب و نه به شیرین
    • بده آن مرد ترش را قدحی ای شه شیرین
    • صنما بیار باده بنشان خمار مستان
    • صنما به چشم شوخت که به چشم اشارتی کن
    • هله نیم مست گشتم قدحی دگر مدد کن
    • چه شکر داد عجب یوسف خوبی به لبان
    • جنتی کرد جهان را ز شکر خندیدن
    • جان حیوان که ندیده است بجز کاه و عطن
    • همه خوردند و بخفتند و تهی گشت وطن
    • خوی با ما کن و با بی خبران خوی مکن
    • هیچ باشد که رسد آن شکر و پسته من
    • بشنو از بوالهوسان قصه میر عسسان
    • اینک آن انجم روشن که فلک چاکرشان
    • چون خیال تو درآید به دلم رقص کنان
    • هر که را گشت سر از غایت برگردیدن
    • به خدا گل ز تو آموخت شکر خندیدن
    • مکن ای دوست ز جور این دلم آواره مکن
    • ای ز هجران تو مردن طرب و راحت من
    • دم ده و عشوه ده ای دلبر سیمین بر من
    • تو سبب سازی و دانایی آن سلطان بین
    • همه خوردند و بخفتند و تهی گشت وطن
    • شیرمردا تو چه ترسی ز سگ لاغرشان
    • چه نشستی دور چون بیگانگان
    • هر کجا که پا نهی ای جان من
    • شاه ما باری برای کاهلان
    • می بده ای ساقی آخرزمان
    • نک بهاران شد صلا ای لولیان
    • بشنو از دل نکته های بی سخن
    • جان جان هایی تو جان را برشکن
    • ای دلارام من و ای دل شکن
    • ساقیا برخیز و می در جام کن
    • راز چون با من نگوید یار من
    • فقر را در خواب دیدم دوش من
    • جان من جان تو جانت جان من
    • آمد آمد در میان خوب ختن
    • مرغ خانه با هما پر وا مکن
    • ای ببرده دل تو قصد جان مکن
    • ای خدا این وصل را هجران مکن
    • صبحدم شد زود برخیز ای جوان
    • ای زیان و ای زیان و ای زیان
    • رو قرار از دل مستان بستان
    • مات خود را صنما مات مکن
    • ای به انکار سوی ما نگران
    • به شکرخنده ببردی دل من
    • ای امتان باطل بر نان زنید بر نان
    • گر چه بسی نشستم در نار تا به گردن
    • ای مرغ آسمانی آمد گه پریدن
    • گفتی مرا که چونی در روی ما نظر کن
    • ای محو راه گشته از محو هم سفر کن
    • من از کی باک دارم خاصه که یار با من
    • جانا نخست ما را مرد مدام گردان
    • ای دل ز شاه حوران یا قبله صبوران
    • آن خوب را طلب کن اندر میان حوران
    • امروز سرکشان را عشقت جلوه کردن
    • چون جان تو می ستانی چون شکر است مردن
    • از زنگ لشکر آمد بر قلب لشکرش زن
    • رو سر بنه به بالین تنها مرا رها کن
    • روز است ای دو دیده در روزنم نظر کن
    • پروانه شد در آتش گفتا که همچنین کن
    • ای سنگ دل تو جان را دریای پرگهر کن
    • دیدی چه گفت بهمن هیزم بنه چو خرمن
    • جانا بیار باده و بختم بلند کن
    • تو آب روشنی تو در این آب گل مکن
    • مستی و عاشقی و جوانی و جنس این
    • می آیدم ز رنگ تو ای یار بوی آن
    • آن کیست ای خدای کز این دام خامشان
    • ای دم به دم مصور جان از درون تن
    • جانا بیار باده و بختم تمام کن
    • می بینمت که عزم جفا می کنی مکن
    • ای آنک از میانه کران می کنی مکن
    • با عاشقان نشین و همه عاشقی گزین
    • بشنیده ام که عزم سفر می کنی مکن
    • مست شدی عاقبت آمدی اندر میان
    • خواجه غلط کرده ای در روش یار من
    • یار شو و یار بین دل شو و دلدار بین
    • با رخ چون مشعله بر در ما کیست آن
    • گفت لبم ناگهان نام گل و گلستان
    • یک غزل آغاز کن بر صفت حاضران
    • بوسه بده خویش را ای صنم سیمتن
    • سیر نشد چشم و دل از نظر شاه من
    • ای رخ خندان تو مایه صد گلستان
    • باز فروریخت عشق از در و دیوار من
    • باز درآمد ز راه فتنه برانگیز من
    • باز برآمد ز کوه خسرو شیرین من
    • ای هوس عشق تو کرده جهان را زبون
    • بازشکستند خلق سلسله یا مسلمین
    • بیش مکن همچنان خانه درآ همچنین
    • یا تو ترش کرده رو مایه ده شکران
    • هر چه کنی تو کرده من دان
    • جفای تلخ تو گوهر کند مرا ای جان
    • دلا تو شهد منه در دهان رنجوران
    • مکن مکن که روا نیست بی گنه کشتن
    • توی که بدرقه باشی گهی گهی رهزن
    • به جان تو که از این دلشده کرانه مکن
    • به من نگر به دو رخسار زعفرانی من
    • چهار روز ببودم به پیش تو مهمان
    • مقام ناز نداری برو تو ناز مکن
    • چهار شعر بگفتم بگفت نی به از این
    • نعیم تو نه از آن است که سیر گردد جان
    • برای چشم تو صد چشم بد توان دیدن
    • اگر سزای لب تو نبود گفته من
    • بیا بیا که ز هجرت نه عقل ماند نه دین
    • به صلح آمد آن ترک تند عربده کن
    • من کجا بودم عجب بی تو این چندین زمان
    • بگویم مثالی از این عشق سوزان
    • ببردی دلم را بدادی به زاغان
    • تنت زین جهان است و دل زان جهان
    • به پیش آر سغراق گلگون من
    • ای هفت دریا گوهر عطا کن
    • آن دلبر من آمد بر من
    • تازه شد از او باغ و بر من
    • یک قوصره پر دارم ز سخن
    • با من صنما دل یک دله کن
    • گر تنگ بدی این سینه من
    • چون دل جانا بنشین بنشین
    • شب محنت که بد طبیب و تو افکار یاد کن
    • چند نظاره جهان کردن
    • چند بوسه وظیفه تعیین کن
    • سیر گشتم ز نازهای خسان
    • چیست با عشق آشنا بودن
    • گر چه اندر فغان و نالیدن
    • شب که جهان است پر از لولیان
    • ساقی من خیزد بی گفت من
    • مست رسید آن بت بی باک من
    • جان منی جان منی جان من
    • می نروم هیچ از این خانه من
    • ای تو پناه همه روز محن
    • بانگ برآمد ز خرابات من
    • بانگ برآمد ز خرابات من
    • ظلمت شب پرتو ظلمات من
    • ای تو چو خورشید و شه خاص من
    • بانگ برآمد ز دل و جان من
    • بازرسید آن بت زیبای من
    • آمده ای بی گه خامش مشین
    • پیشتر آ ای صنم شنگ من
    • می تلخی که تلخی ها بدو گردد همه شیرین
    • اگر امروز دلدارم درآید همچو دی خندان
    • دگرباره چو مه کردیم خرمن
    • افندس مسین کاغا یومیندن
    • کیف اتوب یا اخی من سکر کارجوان
    • العشق یقول لی تزین
    • ایا بدر الدجی بل انت احسن
    • اطیب الاسفار عندی انتقالی من مکان
    • اطیب الاعمار عمر فی طریق العاشقین
    • یا صغیر السن یا رطب البدن
    • ابشر ثم ابشر یا متمن
    • نحن الی سیدنا راجعون
    • یا قمرا لوعه للقمرین سکن
    • اتی النیروز مسرورالجنان
    • الا یا مالکا رق الزمان
    • یا مالک دمة الزمان
    • اخرج عن المکان، یا صارم الزمان
  • و
    • ای عاشقان ای عاشقان آن کس که بیند روی او
    • حیلت رها کن عاشقا دیوانه شو دیوانه شو
    • مستی ببینی رازدان می دانک باشد مست او
    • بیدار شو بیدار شو هین رفت شب بیدار شو
    • نبود چنین مه در جهان ای دل همین جا لنگ شو
    • ای شعشعه نور فلق در قبه مینای تو
    • ساقی اگر کم شد میت دستار ما بستان گرو
    • آن کون خر کز حاسدی عیسی بود تشویش او
    • ای عشق تو موزونتری یا باغ و سیبستان تو
    • والله ملولم من کنون از جام و سغراق و کدو
    • دل دی خراب و مست و خوش هر سو همی افتاد از او
    • ای تن و جان بنده او بند شکرخنده او
    • چون بجهد خنده ز من خنده نهان دارم از او
    • روشنی خانه تویی خانه بمگذار و مرو
    • کار جهان هر چه شود کار تو کو بار تو کو
    • شب شد ای خواجه ز کی آخر آن یار تو کو
    • ای شکران ای شکران کان شکر دارم از او
    • چیست که هر دمی چنین می کشدم به سوی او
    • جان و سر تو ای پسر نیست کسی به پای تو
    • ای تو خموش پرسخن چیست خبر بیا بگو
    • عید نمی دهد فرح بی نظر هلال تو
    • در سفر هوای تو بی خبرم به جان تو
    • سخت خوش است چشم تو و آن رخ گلفشان تو
    • ای تو امان هر بلا ما همه در امان تو
    • هین کژ و راست می روی باز چه خورده ای بگو
    • کی ز جهان برون شود جزو جهان هله بگو
    • سیمبرا ز سیم تو سیمبرم به جان تو
    • سنگ شکاف می کند در هوس لقای تو
    • من که ستیزه روترم در طلب لقای تو
    • باده چو هست ای صنم بازمگیر و نی مگو
    • ندیدم در جهان کس را که تا سر پر نبوده ست او
    • اگر نه عاشق اویم چه می پویم به کوی او
    • دگرباره بشوریدم بدان سانم به جان تو
    • چو شیرینتر نمود ای جان مها شور و بلای تو
    • اگر بگذشت روز ای جان به شب مهمان مستان شو
    • فقیر است او فقیر است او فقیر ابن الفقیر است او
    • دگرباره بشوریدم بدان سانم به جان تو
    • دل آتش پذیر از توست برق و سنگ و آهن تو
    • نمی گفتی مرا روزی که ما را یار غاری تو
    • ز مکر حق مباش ایمن اگر صد بخت بینی تو
    • هر شش جهتم ای جان منقوش جمال تو
    • گشته ست طپان جانم ای جان و جهان برگو
    • هم آگه و هم ناگه مهمان من آمد او
    • چنگ خردم بگسل تاری من و تاری تو
    • ای یار قلندردل دلتنگ چرایی تو
    • در خشکی ما بنگر و آن پرده تر برگو
    • آن دلبر عیار جگرخواره ما کو
    • خزان عاشقان را نوبهار او
    • تو کمترخواره ای هشیار می رو
    • تو جام عشق را بستان و می رو
    • از این پستی به سوی آسمان شو
    • دل و جان را طربگاه و مقام او
    • به پیشت نام جان گویم زهی رو
    • به پیشت نام جان گویم زهی رو
    • بیا ای رونق گلزار از این سو
    • چو بگشادم نظر از شیوه تو
    • خداوندا چو تو صاحب قران کو
    • گران جانی مکن ای یار برگو
    • در این رقص و در این های و در این هو
    • بازم صنما چه می فریبی تو
    • دیدی که چه کرد آن پری رو
    • ای رونق نوبهار برگو
    • ای عارف خوش کلام برگو
    • ای صید رخ تو شیر و آهو
    • آن وعده که کرده ای مرا کو
    • خوش خرامان می روی ای جان جان بی من مرو
    • از حلاوت ها که هست از خشم و از دشنام او
    • ای خراب اسرارم از اسرار تو اسرار تو
    • جمله خشم از کبر خیزد از تکبر پاک شو
    • ای سنایی عاشقان را درد باید درد کو
    • ای صبا بادی که داری در سر از یاری بگو
    • در گذر آمد خیالش گفت جان این است او
    • ای جهان برهم زده سودای تو سودای تو
    • جسم و جان با خود نخواهم خانه خمار کو
    • عاشقی بر من پریشانت کنم نیکو شنو
    • دوش خوابی دیده ام خود عاشقان را خواب کو
    • ای برادر عاشقی را درد باید درد کو
    • در خلاصه عشق آخر شیوه اسلام کو
    • ناله ای کن عاشقانه درد محرومی بگو
    • ای ز رویت تافته در هر زمانی نور نو
    • طرب اندر طرب است او که در عقل شکست او
    • ز من و تو شرری زاد در این دل ز چنان رو
    • تو بمال گوش بربط که عظیم کاهل است او
    • خنک آن جان که رود مست و خرامان بر او
    • خنک آن دم که نشینیم در ایوان من و تو
    • گر رود دیده و عقل و خرد و جان تو مرو
    • تن مزن ای پسر خوش دم خوش کام بگو
    • چهره زرد مرا بین و مرا هیچ مگو
    • همه خوردند و برفتند و بماندم من و تو
    • من غلام قمرم غیر قمر هیچ مگو
    • هله ای شاه مپیچان سر و دستار مرو
    • سر و پا گم کند آن کس که شود دلخوش از او
    • سر عثمان تو مست است بر او ریز کدو
    • ای همه سرگشتگان مهمان تو
    • ای بمرده هر چه جان در پای او
    • شکر ایزد را که دیدم روی تو
    • ای بکرده رخت عشاقان گرو
    • مطربا اسرار ما را بازگو
    • جان ما را هر نفس بستان نو
    • ای غذای جان مستم نام تو
    • صوفیانیم آمده در کوی تو
    • می دوید از هر طرف در جست و جو
    • به حریفان بنشین خواب مرو
    • ای ترک ماه چهره چه گردد که صبح تو
    • ای دیده من جمال خود اندر جمال تو
    • آمد خیال آن رخ چون گلستان تو
    • جانا تویی کلیم و منم چون عصای تو
    • این ترک ماجرا ز دو حکمت برون نبو
    • ای کرده چهره تو چو گلنار شرم تو
    • رفتم به کوی خواجه و گفتم که خواجه کو
    • ننشیند آتشم چو ز حق خاست آرزو
    • هان ای جمال دلبر ای شاد وقت تو
    • تا که درآمد به باغ چهره گلنار تو
    • آینه جان شده چهره تابان تو
    • سیر نیم سیر نی از لب خندان تو
    • مطرب مهتاب رو آنچ شنیدی بگو
    • ای سر مردان برگو برگو
    • مرا اگر تو نیابی به پیش یار بجو
    • من آن نیم که بگویم حدیث نعمت او
    • به وقت خواب بگیری مرا که هین برگو
    • هزار بار کشیده ست عشق کافرخو
    • چو از سر بگیرم بود سرور او
    • بی دل شده ام بهر دل تو
    • نور دل ما روی خوش تو
    • دل من دل من دل من بر تو
    • بنشسته به گوشه ای دو سه مست ترانه گو
    • به قرار تو او رسد که بود بی قرار تو
    • قلم از عشق بشکند چو نویسد نشان تو
    • هله ای طالب سمو بگداز از غمش چو مو
    • هله طبل وفا بزن که بیامد اوان تو
    • بوقلمون چند از انکار تو
    • پرده بگردان و بزن ساز نو
    • بوسیسی افندیمو هم محسن و هم مه رو
  • ه
    • ورد البشیر مبشرا ببشاره
    • امروز مستان را نگر در مست ما آویخته
    • ای جبرئیل از عشق تو اندر سما پا کوفته
    • یک چند رندند این طرف در ظل دل پنهان شده
    • این کیست این این کیست این شیرین و زیبا آمده
    • این کیست این این کیست این در حلقه ناگاه آمده
    • ای عاشقان ای عاشقان دیوانه ام کو سلسله
    • ای از تو خاکی تن شده تن فکرت و گفتن شده
    • ای جان و دل از عشق تو در بزم تو پا کوفته
    • ساقی فرخ رخ من جام چو گلنار بده
    • باده بده باد مده وز خودمان یاد مده
    • یا رجلا حصیده مجبنه و مبخله
    • ای تو برای آبرو آب حیات ریخته
    • آمد یار و بر کفش جام میی چو مشعله
    • شحنه عشق می کشد از دو جهان مصادره
    • دایم پیش خود نهی آینه را هرآینه
    • کجا شد عهد و پیمانی که کردی دوش با بنده
    • بر آنم کز دل و دیده شوم بیزار یک باره
    • به لاله دوش نسرین گفت برخیزیم مستانه
    • یکی ماهی همی بینم برون از دیده در دیده
    • ز بردابرد عشق او چو بشنید این دل پاره
    • سراندازان همی آیی نگارین جگرخواره
    • مرا گویی که چونی تو لطیف و لمتر و تازه
    • چو در دل پای بنهادی بشد از دست اندیشه
    • زهی بزم خداوندی زهی می های شاهانه
    • سراندازان همی آیی ز راه سینه در دیده
    • با زر غم و بی زر غم آخر غم با زر به
    • من سرخوش و تو دلخوش غم بی دل و بی سر به
    • هشیار شدم ساقی دستار به من واده
    • ناگاه درافتادم زان قصر و سراپرده
    • هر روز پری زادی از سوی سراپرده
    • کی باشد من با تو باده به گرو خورده
    • ناموس مکن پیش آ ای عاشق بیچاره
    • بربند دهان از نان کمد شکر روزه
    • یا رب چه کس است آن مه یا رب چه کس است آن مه
    • من بیخود و تو بیخود ما را کی برد خانه
    • ای غایب از این محضر از مات سلام الله
    • از انبهی ماهی دریا به نهان گشته
    • دیدم رخ ترسا را با ما چو گل اشکفته
    • ای جان تو جانم را از خویش خبر کرده
    • ای روی تو رویم را چون روی قمر کرده
    • دل دست به یک کاسه با شهره صنم کرده
    • امروز بت خندان می بخش کند خنده
    • ای خاک کف پایت رشک فلکی بوده
    • مستی ده و هستی ده ای غمزه خماره
    • آن یار غریب من آمد به سوی خانه
    • بی برگی بستان بین کمد دی دیوانه
    • ای دل به کجایی تو آگاه هیی یا نه
    • هر روز فقیران را هم عید و هم آدینه
    • ای دل تو بگو هستم چون ماهی بر تابه
    • روزی تو مرا بینی میخانه درافتاده
    • امروز من و باده و آن یار پری زاده
    • ای بر سر بازاری دستار چنان کرده
    • ای جنبش هر شاخی از لون دگر میوه
    • چون عزم سفر کردی فی لطف امان الله
    • هر موی من از عشقت بیت و غزلی گشته
    • آن عشق جگرخواره کز خون شود او فربه
    • ای دلبر بی صورت صورتگر ساده
    • ای آنک تو را ما ز همه کون گزیده
    • این کیست چنین مست ز خمار رسیده
    • ای طبل رحیل از طرف چرخ شنیده
    • رندان همه جمعند در این دیر مغانه
    • این نیم شبان کیست چو مهتاب رسیده
    • هلا ساقی بیا ساغر مرا ده
    • بیا دل بر دل پردرد من نه
    • ایا گم گشتگان راه و بیراه
    • چنین می زن دو دستک تا سحرگاه
    • سماع آمد هلا ای یار برجه
    • خدایا مطربان را انگبین ده
    • ایا خورشید بر گردون سواره
    • مبارک باد آمد ماه روزه
    • چو بی گاه است و باران خانه خانه
    • مکن راز مرا ای جان فسانه
    • خدایا رحمت خود را به من ده
    • فریاد ز یار خشم کرده
    • ای دیده راست راست دیده
    • آمد مه و لشکر ستاره
    • دیدی که چه کرد آن یگانه
    • یک جام ز صد هزار جان به
    • جان آمده در جهان ساده
    • ای بی تو حیات ها فسرده
    • ای دوش ز دست ما رهیده
    • ماییم قدیم عشق باره
    • ای گشته دلت چو سنگ خاره
    • ماییم و دو چشم و جان خیره
    • آن سفره بیار و در میان نه
    • ای نقد تو را زکات نسیه
    • ای روز مبارک و خجسته
    • ای دو چشمت جاودان را نکته ها آموخته
    • ای ز هندستان زلفت رهزنان برخاسته
    • ای ز هجرانت زمین و آسمان بگریسته
    • ای ز گلزار جمالت یاسمین پا کوفته
    • ای سراندازان همه در عشق تو پا کوفته
    • تا چه عشق است آن صنم را با دل پرخون شده
    • ای به میدان های وحدت گوی شاهی باخته
    • چشم بگشا جان ها بین از بدن بگریخته
    • این چه باد صرصر است از آسمان پویان شده
    • کی بود خاک صنم با خون ما آمیخته
    • هله بحری شو و در رو مکن از دور نظاره
    • مشنو حیلت خواجه هله ای دزد شبانه
    • هله صیاد نگویی که چه دام است و چه دانه
    • سوی اطفال بیامد به کرم مادر روزه
    • صنما از آنچ خوردی بهل اندکی به ما ده
    • ای خداوند یکی یار جفاکارش ده
    • صد خمار است و طرب در نظر آن دیده
    • بده آن باده جانی که چنانیم همه
    • پیش جوش عفو بی حد تو شاه
    • عشق بین با عاشقان آمیخته
    • ای بخاری را تو جان پنداشته
    • عشق تو از بس کشش جان آمده
    • جسته اند دیوانگان از سلسله
    • روز ما را دیگران را شب شده
    • قرابه باز دانا هش دار آبگینه
    • پیغام زاهدان را کمد بلای توبه
    • این جا کسی است پنهان دامان من گرفته
    • در خانه دل ای جان آن کیست ایستاده
    • آن آتشی که داری در عشق صاف و ساده
    • بازآمد آن مغنی با چنگ سازکرده
    • ای کهربای عشقت دل را به خود کشیده
    • برجه ز خواب و بنگر صبحی دگر دمیده
    • از بس که مطرب دل از عشق کرد ناله
    • دیدم نگار خود را می گشت گرد خانه
    • ای پاک از آب و از گل پایی در این گلم نه
    • ای گرد عاشقانت از رشک تخته بسته
    • آن دم که دررباید باد از رخ تو پرده
    • ای از تو من برسته ای هم توام بخورده
    • گل را نگر ز لطف سوی خار آمده
    • ای صد هزار خرمن ها را بسوخته
    • باده بده ساقیا عشوه و بادم مده
    • ساقی جان غیر آن رطل گرانم مده
    • ای مه و ای آفتاب پیش رخت مسخره
    • ای همه منزل شده از تو ره بی رهه
    • ایا دلی چو صبا ذوق صبح ها دیده
    • زهی لواء و علم لا اله الا الله
    • چو آفتاب برآمد ز قعر آب سیاه
    • که بوده است تو را دوش یار و همخوابه
    • مقام خلوت و یار و سماع و تو خفته
    • دلم چو دیده و تو چون خیال در دیده
    • چو مست روی توام ای حکیم فرزانه
    • عجب دلی که به عشق بت است پیوسته
    • ز لقمه ای که بشد دیده تو را پرده
    • تو دیده گشته و ما را بکرده نادیده
    • برو برو که به بز لایق است بزغاله
    • خلاصه دو جهان است آن پری چهره
    • ای جان ای جان فی ستر الله
    • خوش بود فرش تن نور دیده
    • آمد آمد نگار پوشیده
    • مطرب جان های دل برده
    • رخ نفسی بر رخ این مست نه
    • یا رشا فدیته من زمن رایته
    • هل طربا لعاشق وافقه زمانه
    • طوبی لمن آواه سر فاده
    • فدیتتک یا ستی الناسیه
  • ی
    • دیدم سحر آن شاه را بر شاهراه هل اتی
    • بر چشمه ضمیرت کرد آن پری وثاقی
    • فیما تری فیما تری یا من یری و لا یری
    • فدیتک یا ذا الوحی آیاته تتری
    • تعالوا کلنا ذا الیوم سکری
    • یا خفی الحسن بین الناس یا نور الدجی
    • گر باغ از او واقف بدی از شاخ تر خون آمدی
    • فصل بهاران شد ببین بستان پر از حور و پری
    • ای در طواف ماه تو ماه و سپهر مشتری
    • ای آن که بر اسب بقا از دیر فانی می روی
    • این عشق گردان کو به کو بر سر نهاده طبله ای
    • ای رونق هر گلشنی وی روزن هر خانه ای
    • ای آنک اندر باغ جان آلاجقی برساختی
    • از دار ملک لم یزل ای شاه سلطان آمدی
    • من دوش دیدم سر دل اندر جمال دلبری
    • ای یار اگر نیکو کنی اقبال خود صدتو کنی
    • ای یوسف خوش نام هی در ره میا بی همرهی
    • دزدید جمله رخت ما لولی و لولی زاده ای
    • دامن کشانم می کشد در بتکده عیاره ای
    • ای آفتاب سرکشان با کهکشان آمیختی
    • آخر مراعاتی بکن مر بی دلان را ساعتی
    • بانکی عجب از آسمان در می رسد هر ساعتی
    • ای تو ملول از کار من من تشنه تر هر ساعتی
    • چون درشوی در باغ دل مانند گل خوش بو شوی
    • از بامدادان ساغری پر کرد خوش خماره ای
    • ای شهسوار خاص بک کز عالم جان تاختی
    • یک ساعت ار دو قبلکی از عقل و جان برخاستی
    • ای داده جان را لطف تو خوشتر ز مستی حالتی
    • من پیش از این می خواستم گفتار خود را مشتری
    • در دل خیالش زان بود تا تو به هر سو ننگری
    • دریوزه ای دارم ز تو در اقتضای آشتی
    • ای دل نگویی چون شدی ور عشق روزافزون شدی
    • بویی ز گردون می رسد با پرسش و دلداریی
    • عیش جهان پیسه بود گاه خوشی گاه بدی
    • برگذری درنگری جز دل خوبان نبری
    • هم نظری هم خبری هم قران را قمری
    • ای دل سرگشته شده در طلب یاوه روی
    • سنگ مزن بر طرف کارگه شیشه گری
    • عارف گوینده اگر تا سحر صبر کنی
    • تو نه چنانی که منم من نه چنانم که تویی
    • چون دل من جست ز تن بازنگشتی چه شدی
    • طوطی و طوطی بچه ای قند به صد ناز خوری
    • آه چه دیوانه شدم در طلب سلسله ای
    • هر طربی که در جهان گشت ندیم کهتری
    • آمده ای که راز من بر همگان بیان کنی
    • ای که به لطف و دلبری از دو جهان زیاده ای
    • کعبه طواف می کند بر سر کوی یک بتی
    • نیست بجز دوام جان ز اهل دلان روایتی
    • آه خجسته ساعتی که صنما به من رسی
    • جان به فدای عاشقان خوش هوسی است عاشقی
    • سوخت یکی جهان به غم آتش غم پدید نی
    • چشم تو خواب می رود یا که تو ناز می کنی
    • آب تو ده گسسته را در دو جهان سقا تویی
    • ریگ ز آب سیر شد من نشدم زهی زهی
    • باز ترش شدی مگر یار دگر گزیده ای
    • هین که خروس بانگ زد وقت صبوح یافتی
    • سرکه هفت ساله را از لب او حلاوتی
    • باز چه شد تو را دلا باز چه مکر اندری
    • پیش از آنک از عدم کرد وجودها سری
    • ای دل بی قرار من راست بگو چه گوهری
    • با همگان فضولکی چون که به ما ملولکی
    • ای که لب تو چون شکر هان که قرابه نشکنی
    • تلخ کنی دهان من قند به دیگران دهی
    • خواجه اگر تو همچو ما بیخود و شوخ و مستی
    • یاور من تویی بکن بهر خدای یاریی
    • ای زده مطرب غمت در دل ما ترانه ای
    • هست به خطه عدم شور و غبار و غارتی
    • ای که غریب آتشی در دل و جان ما زدی
    • گر ز تو بوسه ای خرد صد مه و مهر و مشتری
    • ساقی جان فزای من بهر خدا ز کوثری
    • جمع مکن تو برف را بر خود تا که نفسری
    • هر بشری که صاف شد در دو جهان ورا دلی
    • رو بنمودی به تو گر همگی نه جانمی
    • زرگر آفتاب را بسته گاز می کنی
    • آنک بخورد دم به دم سنگ جفای صدمنی
    • خواجه ترش مرا بگو سرکه به چند می دهی
    • صبح چو آفتاب زد رایت روشناییی
    • مرا سودای آن دلبر ز دانایی و قرایی
    • مسلمانان مسلمانان مرا ترکی است یغمایی
    • چه افسردی در آن گوشه چرا تو هم نمی گردی
    • گرم سیم و درم بودی مرا مونس چه کم بودی
    • امیر دل همی گوید تو را گر تو دلی داری
    • چو سرمست منی ای جان ز خیر و شر چه اندیشی
    • اگر زهر است اگر شکر چه شیرین است بی خویشی
    • چو بی گه آمدی باری درآ مردانه ای ساقی
    • مبارک باشد آن رو را بدیدن بامدادانی
    • بیامد عید ای ساقی عنایت را نمی دانی
    • مرا آن دلبر پنهان همی گوید به پنهانی
    • بر دیوانگان امروز آمد شاه پنهانی
    • مرا پرسید آن سلطان به نرمی و سخن خایی
    • به باغ و چشمه حیوان چرا این چشم نگشایی
    • رها کن ماجرا ای جان فروکن سر ز بالایی
    • بیا ای عارف مطرب چه باشد گر ز خوش خویی
    • درآمد در میان شهر آدم زفت سیلابی
    • یکی گنجی پدید آمد در آن دکان زرکوبی
    • اگر الطاف شمس الدین بدیده برفتادستی
    • ز رنگ روی شمس الدین گرم خود بو و رنگستی
    • اگر امروز دلدارم کند چون دوش بدمستی
    • غلام پاسبانانم که یارم پاسبانستی
    • گر آبت بر جگر بودی دل تو پس چه کاره ستی
    • اگر یار مرا از من غم و سودا نبایستی
    • دل پردرد من امشب بنوشیده ست یک دردی
    • دل آتش پرست من که در آتش چو گوگردی
    • اگر آب و گل ما را چو جان و دل پری بودی
    • اگر گل های رخسارش از آن گلشن بخندیدی
    • نکو بنگر به روی من نه آنم من که هر باری
    • بنامیزد نگویم من که تو آنی که هر باری
    • مروت نیست در سرها که اندازند دستاری
    • ایا نزدیک جان و دل چنین دوری روا داری
    • دلم همچون قلم آمد در انگشتان دلداری
    • چو سرمست منی ای جان ز درد سر چه غم داری
    • کی افسون خواند در گوشت که ابرو پرگره داری
    • برآ بر بام ای عارف بکن هر نیم شب زاری
    • مها یک دم رعیت شو مرا شه دان و سالاری
    • هر آن بیمار مسکین را که از حد رفت بیماری
    • مثال باز رنجورم زمین بر من ز بیماری
    • مگر دانید با دلبر به حق صحبت و یاری
    • حجاب از چشم بگشایی که سبحان الذی اسری
    • یکی طوطی مژده آور یکی مرغی خوش آوازی
    • چو شیر و انگبین جانا چه باشد گر درآمیزی
    • الا ای جان جان جان چو می بینی چه می پرسی
    • بتاب ای ماه بر یارم بگو یارا اغا پوسی
    • بیا ای شاه خودکامه نشین بر تخت خودکامی
    • شنیدم کاشتری گم شد ز کردی در بیابانی
    • مگر مستی نمی دانی که چون زنجیر جنبانی
    • سحرگه گفتم آن مه را که ای من جسم و تو جانی
    • شدم از دست یک باره ز دست عشق تا دانی
    • تو استظهار آن داری که رو از ما بگردانی
    • چو دید آن طره کافر مسلمان شد مسلمانی
    • یکی دودی پدید آمد سحرگاهی به هامونی
    • دلی یا دیده عقلی تو یا نور خدابینی
    • کجا باشد دورویان را میان عاشقان جایی
    • کجا شد عهد و پیمانی که می کردی نمی گویی
    • اگر بی من خوشی یارا به صد دامم چه می بندی
    • چرا چون ای حیات جان در این عالم وطن داری
    • زهی چشم مرا حاصل شده آیین خون ریزی
    • هر آن چشمی که گریان است در عشق دلارامی
    • الا ای نقش روحانی چرا از ما گریزانی
    • الا ای یوسف مصری از این دریای ظلمانی
    • الا ای جان قدس آخر به سوی من نمی آیی
    • مسلمانان مسلمانان مرا جانی است سودایی
    • یکی فرهنگ دیگر نو برآر ای اصل دانایی
    • من پای همی کوبم ای جان و جهان دستی
    • گر عشق بزد راهم ور عقل شد از مستی
    • ای دوست ز شهر ما ناگه به سفر رفتی
    • آورد طبیب جان یک طبله ره آوردی
    • افتاد دل و جانم در فتنه طراری
    • یک حمله و یک حمله کمد شب و تاریکی
    • آن زلف مسلسل را گر دام کنی حالی
    • پنهان به میان ما می گردد سلطانی
    • ای شاه مسلمانان وی جان مسلمانی
    • جانا به غریبستان چندین به چه می مانی
    • در پرده خاک ای جان عیشی است به پنهانی
    • از آتش ناپیدا دارم دل بریانی
    • هر لحظه یکی صورت می بینی و زادن نی
    • ای خواجه سلام علیک از زحمت ما چونی
    • همرنگ جماعت شو تا لذت جان بینی
    • ای بود تو از کی نی وی ملک تو تا کی نی
    • با هر کی تو درسازی می دانک نیاسایی
    • ای خیره نظر در جو پیش آ و بخور آبی
    • ای سوخته یوسف در آتش یعقوبی
    • خواهم که روم زین جا پایم بگرفتستی
    • آمد مه ما مستی دستی فلکا دستی
    • ماییم در این گوشه پنهان شده از مستی
    • گر نرگس خون خوارش دربند امانستی
    • گر هیچ نگارینم بر خلق عیانستی
    • ای ساکن جان من آخر به کجا رفتی
    • ای یار غلط کردی با یار دگر رفتی
    • نه چرخ زمرد را محبوس هوا کردی
    • ای پرده در پرده بنگر که چه ها کردی
    • ای پرده در پرده بنگر که چه ها کردی
    • ای صورت روحانی امروز چه آوردی
    • گر شمس و قمر خواهی نک شمس و قمر باری
    • از مرگ چه اندیشی چون جان بقا داری
    • امشب پریان را من تا روز به دلداری
    • نظاره چه می آیی در حلقه بیداری
    • گر روی بگردانی تو پشت قوی داری
    • ای جان و جهان آخر از روی نکوکاری
    • ای بر سر بازارت صد خرقه به زناری
    • گفتم که بجست آن مه از خانه چو عیاری
    • ای بر سر هر سنگی از لعل لبت نوری
    • ای دشمن عقل من وی داروی بی هوشی
    • ای بر سر و پا گشته داری سر حیرانی
    • آن چهره و پیشانی شد قبله حیرانی
    • ای باغ همی دانی کز باد کی رقصانی
    • مانده شدم از گفتن تا تو بر ما مانی
    • آن ماه همی تابد بر چرخ و زمین یا نی
    • افند کلیمیرا از زحمت ما چونی
    • در عشق کجا باشد مانند تو عشقینی
    • چون بسته کنی راهی آخر بشنو آهی
    • جانا تو بگو رمزی از آتش همراهی
    • در کوی کی می گردی ای خواجه چه می خواهی
    • ای شادی آن روزی کز راه تو بازآیی
    • ما می نرویم ای جان زین خانه دگر جایی
    • هم پهلوی خم سر نه ای خواجه هرجایی
    • من نیت آن کردم تا باشم سودایی
    • عیسی چو تویی جانا ای دولت ترسایی
    • جانا نظری فرما چون جان نظرهایی
    • گل گفت مرا نرمی از خار چه می جویی
    • ای دل به ادب بنشین برخیز ز بدخویی
    • از هر چه ترنجیدی با دل تو بگو حالی
    • ای خواجه تو چه مرغی نامت چه چرا شایی
    • ما گوش شماییم شما تن زده تا کی
    • برخیز که جان است و جهان است و جوانی
    • گر علم خرابات تو را همنفسستی
    • ای دل تو در این غارت و تاراج چه دیدی
    • عاشق شو و عاشق شو بگذار زحیری
    • هر روز بگه ای شه دلدار درآیی
    • ای ماه اگر باز بر این شکل بتابی
    • یا ساقی شرف بشراباتک زندی
    • تو دوش رهیدی و شب دوش رهیدی
    • ای جان گذرکرده از این گنبد ناری
    • در خانه خود یافتم از شاه نشانی
    • امروز در این شهر نفیر است و فغانی
    • امروز سماع است و مدام است و سقایی
    • ای مونس ما خواجه ابوبکر ربابی
    • امروز سماع است و شراب است و صراحی
    • ای آنک به دل ها ز حسد خار خلیدی
    • برخیز که صبح است و صبوح است و سکاری
    • مگریز ز آتش که چنین خام بمانی
    • گیرم که نبینی رخ آن دختر چینی
    • زان جای بیا خواجه بدین جای نه جایی
    • ای شاه تو ترکی عجمی وار چرایی
    • یک روز مرا بر لب خود میر نکردی
    • بخوردم از کف دلبر شرابی
    • چه باشد گر چو عقل و جان نخسبی
    • دلا چون واقف اسرار گشتی
    • دریغا کز میان ای یار رفتی
    • منم فانی و غرقه در ثبوتی
    • تو آن ماهی که در گردون نگنجی
    • کریما تو گلی یا جمله قندی
    • نگارا تو در اندیشه درازی
    • گر این سلطان ما را بنده باشی
    • ببین این فتح ز استفتاح تا کی
    • تو نقشی نقش بندان را چه دانی
    • نه آتش های ما را ترجمانی
    • دلا تا نازکی و نازنینی
    • اگر درد مرا درمان فرستی
    • کسی کو را بود در طبع سستی
    • چرا ز اندیشه ای بیچاره گشتی
    • کجا شد عهد و پیمانی که کردی
    • دلا رو رو همان خون شو که بودی
    • مرا چون ناف بر مستی بریدی
    • از این تنگین قفص جانا پریدی
    • صلا ای صوفیان کامروز باری
    • به تن این جا به باطن در چه کاری
    • مبارک باد بر ما این عروسی
    • خبر واده کز این دنیای فانی
    • برفتیم ای عقیق لامکانی
    • خوشی آخر بگو ای یار چونی
    • بر من نیستی یارا کجایی
    • دلا در روزه مهمان خدایی
    • سالی دارم ای خواجه خدایی
    • هلا ای آب حیوان از نوایی
    • بیاموز از پیمبر کیمیایی
    • سبک بنواز ای مطرب ربایی
    • سلام علیک ای مقصود هستی
    • اگر خورشید جاویدان نگشتی
    • ز ما برگشتی و با گل فتادی
    • چنین باشد چنین گوید منادی
    • کجا شد عهد و پیمان را چه کردی
    • به بخت و طالع ما ای افندی
    • نگارا تو گلی یا جمله قندی
    • شنودم من که چاکر را ستودی
    • دگرباره شه ساقی رسیدی
    • اگر یار مرا از من برآری
    • صلا ای صوفیان کامروز باری
    • صلا ای صوفیان کامروز باری
    • منم غرقه درون جوی باری
    • چو عشق آمد که جان با من سپاری
    • نگفتم دوش ای زین بخاری
    • به جان تو پس گردن نخاری
    • به تن با ما به دل در مرغزاری
    • مرا بگرفت روحانی نگاری
    • متاز ای دل سوی دریای ناری
    • مرا در خنده می آرد بهاری
    • بدید این دل درون دل بهاری
    • خداوندا زکات شهریاری
    • ندارد مجلس ما بی تو نوری
    • ز هر چیزی ملول است آن فضولی
    • مرا هر لحظه قربان است جانی
    • مگیر ای ساقی از مستان کرانی
    • ز مهجوران نمی جویی نشانی
    • برون کن سر که جان سرخوشانی
    • مرا هر لحظه منزل آسمانی
    • چه دلشادم به دلدار خدایی
    • کجایید ای شهیدان خدایی
    • تو هر روزی از آن پشته برآیی
    • دلاراما چنین زیبا چرایی
    • بیا ای غم که تو بس باوفایی
    • بیا ای یار کامروز آن مایی
    • بیا جانا که امروز آن مایی
    • چنان گشتم ز مستی و خرابی
    • چو اسم شمس دین اسما تو دیدی
    • مرا اندر جگر بنشست خاری
    • بگفتم با دلم آخر قراری
    • تو جانا بی وصالش در چه کاری
    • بیا ای آنک سلطان جمالی
    • مگر تو یوسفان را دلستانی
    • تو تا بنشسته ای بر دار فانی
    • نه آتش های ما را ترجمانی
    • به کوی دل فرورفتم زمانی
    • دیدی که چه کرد یار ما دیدی
    • روز ار دو هزار بار می آیی
    • مندیش از آن بت مسیحایی
    • ای دیده ز نم زبون نگشتی
    • گر وسوسه ره دهی به گوشی
    • باغ است و بهار و سرو عالی
    • با این همه مهر و مهربانی
    • آورد خبر شکرستایی
    • بشنیده بدم که جان جانی
    • ای ساقی باده معانی
    • ای وصل تو آب زندگانی
    • ای بی تو حرام زندگانی
    • برجه که بهار زد صلایی
    • چون سوی برادری بپویی
    • مجلس چو چراغ و تو چو آبی
    • من پار بخورده ام شرابی
    • ای یار یگانه چند خسبی
    • بازم صنما چه می فریبی
    • ای آنک تو خواب ما ببستی
    • ای آنک تو خواب ما ببستی
    • رو رو که از این جهان گذشتی
    • روز طرب است و سال شادی
    • آخر گل و خار را بدیدی
    • آن را که به لطف سر بخاری
    • خضری به میان سینه داری
    • می آید سنجق بهاری
    • ای چشم و چراغ شهریاری
    • ای جان و جهان چه می گریزی
    • از قصه حال ما نپرسی
    • ای دلبر بی دلان صوفی
    • ای آنک تو شاه مطربانی
    • روزی که مرا ز من ستانی
    • چون عشق کند شکرفشانی
    • ای وصل تو اصل شادمانی
    • کژزخمه مباش تا توانی
    • مست می عشق را حیا نی
    • گویم سخن لب تو یا نی
    • با دل گفتم چرا چنینی
    • در خون دلم رسید فتوی
    • در عشق هر آنک شد فدایی
    • عشق است دلاور و فدایی
    • ماها چو به چرخ دل برآیی
    • آن شمع چو شد طرب فزایی
    • ای بی تو محال جان فزایی
    • گر یار لطیف و باوفایی
    • ساقی انصاف خوش لقایی
    • برخیز و بزن یکی نوایی
    • رخ ها بنگر تو زعفرانی
    • ای قلب و درست را روایی
    • ای آنک تو خواب ما ببستی
    • با یار بساز تا توانی
    • در فنای محض افشانند مردان آستی
    • مرغ دل پران مبا جز در هوای بیخودی
    • ای رها کرده تو باغی از پی انجیرکی
    • شاد آن صبحی که جان را چاره آموزی کنی
    • ای خدایی که مفرح بخش رنجوران تویی
    • بانگ می زن ای منادی بر سر هر رسته ای
    • در شرابم چیز دیگر ریختی درریختی
    • ساقیا بر خاک ما چون جرعه ها می ریختی
    • گر شراب عشق کار جان حیوانیستی
    • ای نرفته از دل من اندرآ شاد آمدی
    • در جهان گر بازجویی نیست بی سودا سری
    • گر من از اسرار عشقش نیک دانا بودمی
    • آتشینا آب حیوان از کجا آورده ای
    • ای مهی کاندر نکویی از صفت افزوده ای
    • آه از آن رخسار برق انداز خوش عیاره ای
    • پیش شمع نور جان دل هست چون پروانه ای
    • بار دیگر ملتی برساختی برساختی
    • هر دلی را گر سوی گلزار جانان خاستی
    • سر نهاده بر قدم های بت چین نیستی
    • این چه چتر است این که بر ملک ابد برداشتی
    • ای ملامت گر تو عاشق را سبک پنداشتی
    • ای تو جان صد گلستان از سمن پنهان شدی
    • ای که جان ها خاک پایت صورت اندیش آمدی
    • تا بنستانی تو انصاف از جهود خیبری
    • در دو چشم من نشین ای آن که از من منتری
    • بی گهان شد هر رفتن سوی روزن ننگری
    • در میان جان نشین کامروز جان دیگری
    • عاشقان را آتشی وآنگه چه پنهان آتشی
    • آخر ای دلبر تو ما را می نجویی اندکی
    • ساقیا شد عقل ها هم خانه دیوانگی
    • چون تو آن روبند را از روی چون مه برکنی
    • ای خوشا عیشی که باشد ای خوشا نظاره ای
    • آه کان سایه خدا گوهردلی پرمایه ای
    • گشت جان از صدر شمس الدین یکی سوداییی
    • گر چه در مستی خسی را تو مراعاتی کنی
    • ساخت بغراقان به رسم عید بغراقانیی
    • ای بداده دیده های خلق را حیرانیی
    • از هوای شمس دین بنگر تو این دیوانگی
    • ای دهان آلوده جانی از کجا می خورده ای
    • اقتلونی یا ثقاتی ان فی قتلی حیاتی
    • خنک آن دم که به رحمت سر عشاق بخاری
    • بمشو همره مرغان که چنین بی پر و بالی
    • که شکیبد ز تو ای جان که جگرگوشه جانی
    • مکن ای دوست نشاید که بخوانند و نیایی
    • صنما چونک فریبی همه عیار فریبی
    • اگر او ماه منستی شب من روز شدستی
    • چو به شهر تو رسیدم تو ز من گوشه گزیدی
    • تو ز هر ذره وجودت بشنو ناله و زاری
    • تو فقیری تو فقیری تو فقیر ابن فقیری
    • ز کجایی ز کجایی هله ای مجلس سامی
    • مه ما نیست منور تو مگر چرخ درآیی
    • مثل ذره روزن همگان گشته هوایی
    • همه چون ذره روزن ز غمت گشته هوایی
    • بده ای دوست شرابی که خدایی است خدایی
    • خبری است نورسیده تو مگر خبر نداری
    • تو نفس نفس بر این دل هوسی دگر گماری
    • هله پاسبان منزل تو چگونه پاسبانی
    • چو نماز شام هر کس بنهد چراغ و خوانی
    • صنما چنان لطیفی که به جان ما درآیی
    • سوی باغ ما سفر کن بنگر بهار باری
    • به مبارکی و شادی بستان ز عشق جامی
    • ز گزاف ریز باده که تو شاه ساقیانی
    • به چه روی پشت آرم به کسی که از گزینی
    • هله عاشقان بشارت که نماند این جدایی
    • صفت خدای داری چو به سینه ای درآیی
    • بکشید یار گوشم که تو امشب آن مایی
    • منگر به هر گدایی که تو خاص از آن مایی
    • به خدا کسی نجنبد چو تو تن زنی نجنبی
    • بت من ز در درآمد به مبارکی و شادی
    • هله ای پری شب رو که ز خلق ناپدیدی
    • تو کیی در این ضمیرم که فزونتر از جهانی
    • بت من به طعنه گوید چه میان ره فتادی
    • چو مرا ز عشق کهنه صنما به یاد دادی
    • دل بی قرار را گو که چو مستقر نداری
    • سحر است خیز ساقی بکن آنچ خوی داری
    • ز بهار جان خبر ده هله ای دم بهاری
    • ز غم تو زار زارم هله تا تو شاد باشی
    • شب و روز آن نکوتر که به پیش یار باشی
    • چو یقین شده ست دل را که تو جان جان جانی
    • تو ز عشق خود نپرسی که چه خوب و دلربایی
    • برسید لک لک جان که بهار شد کجایی
    • هله ای دلی که خفته تو به زیر ظل مایی
    • صنما چگونه گویم که تو نور جان مایی
    • چه جمال جان فزایی که میان جان مایی
    • صنما تو همچو آتش قدح مدام داری
    • برو ای عشق که تا شحنه خوبان شده ای
    • هست در حلقه ما حلقه ربایی عجبی
    • چند روز است که شطرنج عجب می بازی
    • هله هشدار که با بی خبران نستیزی
    • وقت آن شد که بدان روح فزا آمیزی
    • به شکرخنده اگر می ببرد دل ز کسی
    • در رخ عشق نگر تا به صفت مرد شوی
    • گر گریزی به ملولی ز من سودایی
    • نیستی عاشق ای جلف شکم خوار گدای
    • در دلت چیست عجب که چو شکر می خندی
    • هست اندر غم تو دلشده دانشمندی
    • ای دریغا در این خانه دمی بگشودی
    • به دغل کی بگزیند دل یارم یاری
    • مرغ اندیشه که اندر همه دل ها بپری
    • رو رو ای جان سبک خیز غریب سفری
    • سحری کرد ندایی عجب آن رشک پری
    • نی تو شکلی دگری سنگ نباشی تو زری
    • شکنی شیشه مردم گرو از من گیری
    • بر یکی بوسه حقستت که چنان می لرزی
    • هله تا ظن نبری کز کف من بگریزی
    • ننگ هر قافله در شش دره ابلیسی
    • به حق و حرمت آنک همگان را جانی
    • گر تو ما را به جفای صنمان ترسانی
    • تیغ را گر تو چو خورشید دمی رنده زنی
    • چه حریصی که مرا بی خور و بی خواب کنی
    • به شکرخنده بتا نرخ شکر می شکنی
    • هله آن به که خوری این می و از دست روی
    • اگر امشب بر من باشی و خانه نروی
    • بده ای کف تو را قاعده لطف افزایی
    • به شکرخنده اگر می ببرد جان ز کسی
    • ای که تو چشمه حیوان و بهار چمنی
    • سخن تلخ مگو ای لب تو حلوایی
    • هر کی از نیستی آید به سوی او خبری
    • ای شه جاودانی وی مه آسمانی
    • قدر غم گر چشم سر بگریستی
    • با چنین رفتن به منزل کی رسی
    • چاره ای کو بهتر از دیوانگی
    • قره العین منی ای جان بلی
    • بوی باغ و گلستان آید همی
    • هر دم ای دل سوی جانان می روی
    • بار دیگر عزم رفتن کرده ای
    • بوی مشکی در جهان افکنده ای
    • فارغم گر گشت دل آواره ای
    • ای درآورده جهانی را ز پای
    • باوفا یارا جفا آموختی
    • عاقبت از عاشقان بگریختی
    • اندرآ در خانه یارا ساعتی
    • گوید آن دلبر که چون همدل شدی
    • آفتابا سوی مه رویان شدی
    • باوفاتر گشت یارم اندکی
    • هست امروز آنچ می باید بلی
    • باز گردد عاقبت این در بلی
    • طبع چیزی نو به نو خواهد همی
    • با من ای عشق امتحان ها می کنی
    • باز چون گل سوی گلشن می روی
    • ناگهان اندردویدم پیش وی
    • خوش بود گر کاهلی یک سو نهی
    • مرحبا ای پرده تو آن پرده ای
    • هیچ خمری بی خماری دیده ای
    • می زنم حلقه در هر خانه ای
    • گر سران را بی سری درواستی
    • ای بهار سبز و تر شاد آمدی
    • ساقی این جا هست ای مولا بلی
    • هم تو شمعی هم تو شاهد هم تو می
    • باد بین اندر سرم از باده ای
    • آه از عشق جمال حوریی
    • ای دلی کز گلشکر پرورده ای
    • گر در آب و گر در آتش می روی
    • ز کجا آمده ای می دانی
    • آنچ در سینه نهان می داری
    • ای خیالی که به دل می گذری
    • تو چرا جمله نبات و شکری
    • از دلبر نهانی گر بوی جان بیابی
    • چه باشد ای برادر یک شب اگر نخسپی
    • ای آنک امام عشقی تکبیر کن که مستی
    • گفتی شکار گیرم رفتی شکار گشتی
    • گر چه به زیر دلقی شاهی و کیقبادی
    • ای نوبهار خندان از لامکان رسیدی
    • از بهر مرغ خانه چون خانه ای بسازی
    • آن مه چو در دل آید او را عجب شناسی
    • ما را مسلم آمد هم عیش و هم عروسی
    • چون زخمه رجا را بر تار می کشانی
    • ای گوهر خدایی آیینه معانی
    • اندر مصاف ما را در پیش رو سپر نی
    • گرمی مجوی الا از سوزش درونی
    • ای مبدعی که سگ را بر شیر می فزایی
    • ای حیله هات شیرین تا کی مرا فریبی
    • دی عهد و توبه کردی امروز درشکستی
    • یا من عجب فتادم یا تو عجب فتادی
    • ای کرده رو چو سرکه چه گردد ار بخندی
    • در غیب هست عودی کاین عشق از او است دودی
    • ای آنک جان ما را در گلشکر کشیدی
    • زان خاک تو شدم تا بر من گهر بباری
    • گر از شراب دوشین در سر خمار داری
    • بازآمدی که ما را درهم زنی به شوری
    • گر روشنی تو یارا یا خود سیه ضمیری
    • چون روی آتشین را یک دم تو می نپوشی
    • دل را تمام برکن ای جان ز نیک نامی
    • اندر شکست جان شد پیدا لطیف جانی
    • مطرب چو زخمه ها را بر تار می کشانی
    • ای آنک جمله عالم از توست یک نشانی
    • رقصان شو ای قراضه کز اصل اصل کانی
    • در رنگ یار بنگر تا رنگ زندگانی
    • با تو عتاب دارم جانا چرا چنینی
    • می زن سه تا که یکتا گشتم مکن دوتایی
    • دی دامنش گرفتم کای گوهر عطایی
    • ای برده اختیارم تو اختیار مایی
    • هر چند بی گه آیی بی گاه خیز مایی
    • آمد ز نای دولت بار دگر نوایی
    • ای چنگیان غیبی از راه خوش نوایی
    • بوی کباب داری تو نیز دل کبابی
    • با صد هزار دستان آمد خیال یاری
    • اندر قمارخانه چون آمدی به بازی
    • ای آن که مر مرا تو به از جان و دیده ای
    • ای از جمال حسن تو عالم نشانه ای
    • آن دم که دل کند سوی دلبر اشارتی
    • هر روز بامداد به آیین دلبری
    • شد جادوی حرام و حق از جادوی بری
    • هر روز بامداد درآید یکی پری
    • ای دل ز بامداد تو بر حال دیگری
    • هر روز بامداد طلبکار ما تویی
    • آن لحظه کفتاب و چراغ جهان شوی
    • ای سیرگشته از ما ما سخت مشتهی
    • ای ساقیی که آن می احمر گرفته ای
    • ای ساقیی که آن می احمر گرفته ای
    • ای مرغ گیر دام نهانی نهاده ای
    • مه طلعتی و شهره قبایی بدیده ای
    • ای عشق کز قدیم تو با ما یگانه ای
    • ای جان و ای دو دیده بینا چگونه ای
    • هر چند شیر بیشه و خورشیدطلعتی
    • رویش ندیده پس مکنیدم ملامتی
    • جان خاک آن مهی که خداش است مشتری
    • ای عشق پرده در که تو در زیر چادری
    • ای بس فراز و شیب که کردم طلب گری
    • شاها بکش قطار که شهوار می کشی
    • ای نای خوش نوای که دلدار و دلخوشی
    • اندر میان جمع چه جان است آن یکی
    • گر من ز دست بازی هر غم پژولمی
    • ای آسمان که بر سر ما چرخ می زنی
    • سوگند خورده ای که از این پس جفا کنی
    • تا چند از فراق مرا کار بشکنی
    • ساقی بیار باده سغراق ده منی
    • ای نای بس خوش است کز اسرار آگهی
    • شوری فتاد در فلک ای مه چه شسته ای
    • ای کاشکی تو خویش زمانی بدانیی
    • بزم و شراب لعل و خرابات و کافری
    • آن دل که گم شده ست هم از جان خویش جوی
    • سیمرغ و کیمیا و مقام قلندری
    • دوش همه شب دوش همه شب گشتم من بر بام حبیبی
    • خواجه سلام علیک گنج وفا یافتی
    • آه که چه شیرین بتیست در تتق زرکشی
    • روی من از روی تو دارد صد روشنی
    • هر نفسی از درون دلبر روحانیی
    • ای دل چون آهنت بوده چو آیینه ای
    • یار در آخرزمان کرد طرب سازیی
    • رو که به مهمان تو می نروم ای اخی
    • جان و جهان می روی جان و جهان می بری
    • بازرهان خلق را از سر و از سرکشی
    • لاله ستانست از عکس تو هر شوره ای
    • ای تو ز خوبی خویش آینه را مشتری
    • ای که تو عشاق را همچو شکر می کشی
    • پیشتر آ پیشتر چند از این رهزنی
    • شیردلا صد هزار شیردلی کرده ای
    • گفت مرا آن طبیب رو ترشی خورده ای
    • قصر بود روح ما نی تل ویرانه ای
    • بستگی این سماع هست ز بیگانه ای
    • جای دگر بوده ای زانک تهی روده ای
    • خیره چرا گشته ای خواجه مگر عاشقی
    • نیست عجب صف زده پیش سلیمان پری
    • ای صنم گلزاری چند مرا آزاری
    • آه که دلم برد غمزه های نگاری
    • سلمک الله نیست مثل تو یاری
    • خوشدلم از یار همچنانک تو دیدی
    • از پگه ای یار زان عقار سمایی
    • چند دویدم سوی افندی
    • می رسد ای جان باد بهاری
    • گاه چو اشتر در وحل آیی
    • به خاک پای تو ای مه هر آن شبی که بتابی
    • ببرد عقل و دلم را براق عشق معانی
    • هزار جان مقدس هزار گوهر کانی
    • چه آفتاب جمالی که از مجره گشادی
    • اگر مرا تو ندانی بپرس از شب تاری
    • چو مهر عشق سلیمان به هر دو کون تو داری
    • ز حد چون بگذشتی بیا بگوی که چونی
    • گهی به سینه درآیی گهی ز روح برآیی
    • من آن نیم که تو دیدی چو بینیم نشناسی
    • چو صبحدم خندیدی در بلا بندیدی
    • به جان تو ای طایی که سوی ما بازآیی
    • تو آسمان منی من زمین به حیرانی
    • ربود عقل و دلم را جمال آن عربی
    • خدایگان جمال و خلاصه خوبی
    • به عاقبت بپریدی و در نهان رفتی
    • چه باده بود که در دور از بگه دادی
    • ز قیل و قال تو گر خلق بو نبردندی
    • منم که کار ندارم به غیر بی کاری
    • بیا بیا که نیابی چو ما دگر یاری
    • خورانمت می جان تا دگر تو غم نخوری
    • اگر ز حلقه این عاشقان کران گیری
    • ز بامداد درآورد دلبرم جامی
    • چه باک دارد عاشق ز ننگ و بدنامی
    • نهان شدند معانی ز یار بی معنی
    • اگر تو یار نداری چرا طلب نکنی
    • اگر تو مست شرابی چرا حشر نکنی
    • به هر دلی که درآیی چو عشق بنشینی
    • ز بامداد دلم می پرد به سودایی
    • شدم به سوی چه آب همچو سقایی
    • رسید ترکم با چهره های گل وردی
    • تو در عقیله ترتیب کفش و دستاری
    • فرست باده جان را به رسم دلداری
    • نگاهبان دو دیده ست چشم دلداری
    • اگر به خشم شود چرخ هفتم از تو بری
    • دلا همای وصالی بپر چرا نپری
    • به من نگر که بجز من به هر کی درنگری
    • بیا بیا که پشیمان شوی از این دوری
    • مسلم آمد یار مرا دل افروزی
    • بیا بیا که تو از نادرات ایامی
    • بلندتر شده ست آفتاب انسانی
    • ایا مربی جان از صداع جان چونی
    • ز آب تشنه گرفته ست خشم می بینی
    • بیامدیم دگربار سوی مولایی
    • تو نور دیده جان یا دو دیده مایی
    • تو عاشقی چه کسی از کجا رسیدستی
    • رهید جان دوم از خودی و از هستی
    • بیا بیا که چو آب حیات درخوردی
    • به جان تو که بگویی وطن کجا داری
    • به حق آنک تو جان و جهان جانداری
    • شبی که دررسد از عشق پیک بیداری
    • اگر تو همره بلبل ز بهر گلزاری
    • حرام گشت از این پس فغان و غمخواری
    • به اهل پرده اسرارها ببر خبری
    • بجه بجه ز جهان تا شه جهان باشی
    • اگر دمی بگذاری هوا و نااهلی
    • هزار جان مقدس فدای سلطانی
    • نگفتمت که تو سلطان خوبرویانی
    • بگو به جان مسافر ز رنج ها چونی
    • از این درخت بدان شاخ و بر نمی بینی
    • ز بامداد دلم می جهد به سودایی
    • بیا بیا که شدم در غم تو سودایی
    • ترش ترش بنشستی بهانه دربستی
    • بداد پندم استاد عشق از استادی
    • ببست خواب مرا جاودانه دلداری
    • کسی که باده خورد بامداد زین ساقی
    • برست جان و دلم از خودی و از هستی
    • پدید گشت یکی آهوی در این وادی
    • طواف کعبه دل کن اگر دلی داری
    • ز صبحگاه فتادم به دست سرمستی
    • فرست باده ی جان را به رسم دلداری
    • میان تیرگی خواب و نور بیداری
    • به دست هجر تو زارم تو نیز می دانی
    • کالی تیشبی آپانسو، ای افندی چلبی
    • جان جان مایی، خوشتر از حلوایی
    • تو چنین نبودی تو چنین چرایی
    • تو خدای خویی تو صفات هویی
    • نه ز عاقلانم که ز من بگیری
    • عشق تو خواند مرا کز من چه می گذری
    • در لطف اگر بروی شاه همه چمنی
    • دلا گر مرا تو ببینی ندانی
    • پذیرفت این دل ز عشقت خرابی
    • نشانت کی جوید که تو بی نشانی
    • اگر چه لطیفی و زیبالقایی
    • هم ایثار کردی هم ایثار گفتی
    • الا میر خوبان هلا تا نرنجی
    • به حیلت تو خواهی که در را ببندی
    • چو عشقش برآرد سر از بی قراری
    • بتا گر مرا تو ببینی ندانی
    • گل سرخ دیدم شدم زعفرانی
    • عجب العجایب توی در کیایی
    • تو هر چند صدری شه مجلسی
    • رضیت بما قسم الله لی
    • تماشا مرو نک تماشا تویی
    • خواهیم یارا کامشب نخسپی
    • حدی نداری در خوش لقایی
    • تو جان مایی، ماه سمایی
    • با چرخ گردان تیره هوایی
    • خواهی ز جنون بویی ببری
    • سلطان منی سلطان منی
    • آن به که مرا تمکین نکنی
    • صنما خرگه توم که بسازی و برکنی
    • صنما بر همه جهان تو چو خورشید سروری
    • ای خجل از تو شکر و آزادی
    • حکم نو کن که شاه دورانی
    • مستی و عاشقانه می گویی
    • بحر ما را کنار بایستی
    • آوخ آوخ چو من وفاداری
    • ای دلزار محنت و بلا داری
    • ساقیا ساقیا روا داری
    • تا شدستی امیر چوگانی
    • مستم از باده های پنهانی
    • من مرید توام مراد تویی
    • چند اندر میان غوغایی
    • گر چه تو نیم شب رسیدستی
    • ز اول بامداد سر مستی
    • ز اول بامداد سرمستی
    • در غم یار یار بایستی
    • در غم یار، یار بایستی
    • رو، مسلم تراست بی کاری
    • زندگانی مجلس سامی
    • جان جانی و جان صد جانی
    • خامشی ناطقی مگر جانی
    • ای که مستک شدی و می گویی
    • عشق در کفر کرد اظهاری
    • جان و جهان! دوش کجا بوده ی
    • از مه من مست دو صد مشتری
    • گر نه شکار غم دلدارمی
    • ای که تو از عالم ما می روی
    • خشم مرو خواجه! پشیمان شوی
    • ای که ازین تنگ قفص می پری
    • باده ده، ای ساقی هر متقی
    • صد دل و صد جان بدمی دادمی
    • کار به پیری و جوانیستی
    • کردم با کان گهر آشتی
    • آدمیی، آدمیی، آدمی
    • در دل من پرده ی نو می زنی
    • این طریق دارهم یا سندی و سیدی
    • اخلائی! اخلائی! صفونی عند مولایی
    • ما انصف ندمانی، لو انکر ادمانی
    • بغداد همانست که دیدی و شنیدی
    • ای جان، چندان خوبی، نوباوه ی یعقوبی
    • کسی کو را بود خلق خدایی
    • عزیزی و کریم و لطف داری
    • بگو ای تازه رو، کم کن ملولی
    • ادر کاسی و دعنی عن فنونی
    • سلب العشق فادی، حصل الیوم مرادی
    • کالی تیشی آینوسای افندی چلبی
    • لا یغرنک سد هوس عن رایی
    • غدرالعشق فزلت قدمی
    • وقتت خوش ای حبیبی، بشنو بحق یاری
    • درهم شکن چو شیشه خود را، چو مست جامی
    • بار منست او بچه نغزی، خواجه اگرچه همه مغزی
    • سیدی ایم هو کی، خذیدی ایم هو کی
    • گهی پرده سوزی، گهی پرده داری
    • یا ساقی الحی اسمع سالی
    • هذا سیدی، هذا سندی
    • طیب الله عیشکم، لا اوحش الله من ابی
    • روزن دل! آه چه خوش روزنی
    • اضحکنی بنظرة، قلت له فهکذی
    • قد اسکرنی ربی من قهوة مد راری
    • الا فی الغشق تشریفی و عیدی
    • نسیت الیوم من عشقی صلاتی
    • یا ساقیةالمدام هاتی
    • طارت حیلی و زال حیلی
    • قالت الکأس ارفعونی کم تحبسونی
    • ترکبن طبقا عن طبق مولائی
    • اسفا لقلبی یوما هجرالحبیب داری
    • لا قی الفراش نارا کن هکذا حبیبی
    • الا حریم لیلی، علیکم سلامی
    • یا من یزید حسنک حقا تحیری
    • یا ملک المحشر، ترحم لا ترتشی
    • یا ساقی الراح خذ و امرلاء به طاسی
    • ایا ملتقی العیش کم تبعدی
    • یا ولی نعمتی و سلطانی


دفتر خدمات ویژه تبیان
مراجعه: 1,676,252,827