خدمات تلفن همراه تبیان

نهج البلاغه تبیان - خطبه : 182 - ستایش خدا و موعظه مردم و تحریض آنان به جنگ، اندکی پیش از شهادت - ترجمه استاد دشتی


(یکى از یاران امام، نوف بکّالى  نقل کرد که امام در سال 40 هجرى در اواخر زندگى خود در شهر کوفه بر روى سنگى که جعدة بن هبیره مخزومى  آماده کرد ایستاد، در حالى که پیراهنى خشن از پشم بر تن، و شمشیرى با لیف خرما بر گردن، و کفشى از لیف خرما در پا، و بر پیشانى او پینه از کثرت سجود آشکار بود فرمود:)
1-ستایش پروردگار سبحان
ستایش خداوندى را سزاست که سر انجام خلقت، و پایان کارها به او باز مى گردد. خدا را بر احسان بزرگش، و برهان آشکار، و فراوانى فضل و آنچه بدان بر ما منّت نهاده است مى ستاییم، ستایشى که حق او را اداء کند، و شکر شایسته او را به جا آورد، به ثواب الهى ما را نزدیک گرداند و موجب فراوانى نیکى و احسان او گردد. از خدا یارى مى طلبیم، یارى خواستن کسى که به فضل او امیدوار، و به بخشش او آرزومند، و به دفع زیانش مطمئن،
 ص 347
و به قدرت او معترف، و به گفتار و کردار پروردگار اعتقاد دارد. به او ایمان مى آوریم، ایمان کسى که با یقین به او امیدوار، و با اعتقاد خالص به او توجّه دارد، و با ایمانى پاک در برابرش کرنش مى کند، و با اخلاص به یگانگى او اعتقاد دارد، و با ستایش فراوان خدا را بزرگ مى شمارد، و با رغبت و تلاش به او پناهنده مى شود.
2-راههاى خداشناسى
خدا از کسى متولّد نشد تا در عزّت و توانایى داراى شریک باشد، فرزندى ندارد تا وارث او باشد، وقت و زمان از او پیشى نگرفت ، و زیادى و نقصان در او راه ندارد، خدا با نشانه هاى تدبیر استوار، و خواسته هاى حکیمانه در خلق نظام احسن، در برابر غفلت ها، آشکارا جلوه کرده است. از نشانه هاى آفرینش او، خلقت آسمان هاى پا بر جا بدون ستون و تکیه گاه است. آسمانها را به اطاعت خویش دعوت و آنها بدون درنگ اجابت کردند، اگر اقرار آسمان ها به پروردگارى او، و اعترافشان در اطاعت و فرمانبردارى از او نبود، هرگز آسمان ها را محل عرش خویش و جایگاه فرشتگان، و بالا رفتن سخنان پاک و اعمال نیک و صالح بندگانش قرار نمى داد. ستارگان را نشانه هاى هدایتگر بیابان ماندگان سرگردان قرار داد تا به وسیله آنها راهنمایى شوند، ستارگانى که پرده هاى تاریک شب مانع نور افشانى آنها نمى گردد، و نمى تواند از نور افشانى و تلألؤ ماه در دل آسمان جلوگیرى کند. پس پاک است خدایى که پوشیده نیست بر او سیاهى تیره و تار بر روى ناهموارى هاى زمین، و قلّه هاى کوتاه و بلند کوه ها، و نه غرّش رعد در کرانه آسمان، و نه درخشش برق در لابلاى ابرها، و نه وزش بادهاى تند و طوفان، و نه ریزش برگ ها بر اثر بارش باران، و نه محل سقوط قطرات باران، و نه مسیر کشیده شدن دانه ها به وسیله مورچگان، و نه غذاهاى کوچک نادیدنى پشّه ها، و نه آنچه که در شکم حیوانات مادّه در حال رشد است (خدا به همه آنها آگاه است)
3-خدا شناسى
حمد و سپاس خداوندى را سزاست که همواره وجود داشت، پیش از آن که کرسى یا عرش، آسمان یا زمین، جن یا انس، پدید آیند.
 ص 349
خداوندى که ذات او را فکرها و عقل هاى ژرف اندیش نتوانند بشناسند، و با نیروى اندیشه اندازه اى براى او نتوانند تصوّر کنند. هیچ سؤال کننده اى او را به خود مشغول نسازد، و فراوانى عطا و بخشش از دارایى او نکاهد، براى دیدن به چشم مادّى نیاز ندارد، و در مکانى محدود نمى شود. همسر و همتایى ندارد، و با تمرین و تجربه نمى آفریند، و با حواس درک نشود ، و با مردم مقایسه نگردد، خدایى که بدون اعضاء و جوارح و زبان و کام با حضرت موسى علیه السّلام سخن گفت و آیات بزرگش را به او شناساند. اى کسى که براى توصیف کردن پروردگارت به زحمت افتاده اى، اگر راست مى گویى جبرئیل و میکاییل و لشکرهاى فرشتگان مقرّب را وصف کن، که در بارگاه قدس الهى سر فرود آورده اند، و عقل هایشان در درک خدا، سرگردان و درمانده است، تو چیزى را مى توانى با صفات آن درک کنى که داراى شکل و اعضاى و جوارح و داراى عمر محدود و أجل معیّن باشد. پس جز اللّه خدایى نیست که هر تاریکى را به نور خود روشن کرد، و هر چه را که جز به نور او روشن بود به تاریکى کشاند.
4-سفارش به تقوا و پند پذیرى از تاریخ
اى بندگان خدا شما را به پرهیزکارى و ترس از خدایى سفارش مى کنم که بر شما جامه ها پوشانید، و وسائل زندگى شما را فراهم کرد. اگر راهى براى زندگى جاودانه وجود مى داشت، یا از مرگ گریزى بود، حتما سلیمان بن داوود علیه السّلام چنین مى کرد، او که خداوند حکومت بر جنّ و انس را همراه با نبوّت و مقام بلند قرب و منزلت، در اختیارش قرار داد. امّا آنگاه که پیمانه عمرش لبریز و روزى او تمام شد، تیرهاى مرگ از کمان هاى نیستى بر او باریدن گرفت، و خانه و دیار از او خالى گشت، خانه هاى او بى صاحب ماند، و دیگران آنها را به ارث بردند. مردم براى شما در تاریخ گذشته درس هاى عبرت فراوان وجود دارد کجایند عمالقه  و فرزندانشان (پادشاهان عرب در یمن و حجاز) کجایند فرعون ها و فرزندانشان کجایند مردم شهر رس (درخت پرستانى که طولانى حکومت کردند) آنها که پیامبران خدا را کشتند،  و چراغ نورانى سنّت آنها را خاموش کردند، و راه و رسم ستمگران و جبّاران را زنده ساختند کجایند آنها که با لشکرهاى انبوه حرکت کردند و هزاران تن را شکست دادند، سپاهیان فراوانى گرد آوردند، و شهرها ساختند
5-وصف حضرت مهدى (عجّل الله تعالى فرجه الشریف)
زره دانش بر تن دارد، و با تمامى آداب، و با توجّه و معرفت کامل آن را فرا گرفته است، حکمت گمشده اوست که همواره در جستجوى آن مى باشد، و نیاز اوست که در به دست آوردنش مى پرسد. در آن هنگام که اسلام غروب مى کند و چونان شترى در راه مانده دم خود را به حرکت در آورده، گردن به زمین مى چسباند.

  ص 351
او پنهان خواهد شد (دوران غیبت صغرى و کبرى) او باقى مانده حجّت هاى الهى، و آخرین جانشین از جانشینان پیامبران است.
6-پند و اندرز یاران
اى مردم من پند و اندرزهایى که پیامبران در میان امّت هاى خود داشتند در میان شما نشر دادم، و وظایفى را که جانشینان پیامبران گذشته در میان مردم خود به انجام رساندند، تحقّق بخشیدم. با تازیانه شما را ادب کردم نپذیرفتید، به راه راست نرفتید، و با هشدارهاى فراوان شما را خواندم ولى جمع نشدید. شما را به خدا آیا منتظرید رهبرى جز من با شما همراهى کند و راه حق را به شما نشان دهد آگاه باشید آنچه از دنیا روى آورده بود پشت کرد، و آنچه پشت کرده بود روى آورد، و بندگان نیکوکار خدا آماده کوچ کردن شدند، و دنیاى اندک و فانى را با آخرت جاویدان تعویض کردند.
7-یاد یاران شهید
آرى آن دسته از برادرانى که در جنگ صفین خونشان ریخت، هیچ زیانى نکرده اند، گر چه امروز نیستند تا خوراکشان غم و غصّه، و نوشیدنى آنها خونابه دل باشد. به خدا سوگند، آنها خدا را ملاقات کردند، که پاداش آنها را داد و پس از دوران ترس، آنها را در سراى امن خود جایگزین فرمود: کجا هستند برادران من که بر راه حق رفتند، و با حق در گذشتند کجاست عمّار  و کجاست پسر تیهان (مالک بن تیهان انصارى)  و کجاست ذو الشّهادتین  (خزیمة بن ثابت که پیامبر شهادت او را دو شهادت دانست) و کجایند همانند آنان از برادرانشان که پیمان جانبازى بستند، و سرهایشان را براى ستمگران فرستادند (پس دست به ریش مبارک گرفت و زمانى طولانى گریست و فرمود:) دریغا از برادرانم که قرآن را خواندند، و بر أساس آن قضاوت کردند، در واجبات الهى اندیشه کرده و آنها را بر پاداشتند، سنّت هاى الهى را زنده و بدعت ها را نابود کردند، دعوت جهاد را پذیرفته و به رهبر خود اطمینان داشته و از او پیروى کردند. (سپس با بانگ بلند فرمود:) جهاد جهاد بندگان خدا من امروز لشکر آماده مى کنم، کسى که مى خواهد به سوى خدا رود همراه ما خارج شود. (نوف گفت: براى حسین علیه السّلام ده هزار سپاه، و براى قیس بن سعد ده هزار سپاه، و براى ابو ایّوب  ده هزار سپاه قرار داد، و براى دیگر فرماندهان نیز سپاهى معیّن کرد، و آماده بازگشت به صفین بود که قبل از جمعه، ابن ملجم ملعون به امام ضربت زد، و لشکریان به خانه ها باز گشتند، و ما چون گوسفندانى بودیم که شبان خود را از دست داده و گرگ ها از هر سو براى آنان دهان گشوده بودند) .


با متن عربی بزرگتر کوچکتر 
نهج البلاغه مرکز طبع و نشر قرآن کریم صفحه 200 نهج البلاغه مرکز طبع و نشر قرآن کریم صفحه 201 نهج البلاغه مرکز طبع و نشر قرآن کریم صفحه 202 نهج البلاغه مرکز طبع و نشر قرآن کریم صفحه 203 نهج البلاغه مرکز طبع و نشر قرآن کریم صفحه 204





جستجو فراز بعد فراز قبل 

در باره ما   |  تماس با ما  |   نظرخواهی

دفتر خدمات ویژه تبیان
مراجعه: 1,676,276,302