خدمات تلفن همراه تبیان

نهج البلاغه تبیان - خطبه : 224 - پرهیز از ستمکاری و زهد آن بزرگوار - ترجمه استاد دشتی


(این سخنرانى در شهر کوفه در دوران زمامدارى آن حضرت ایراد شد)
1-پرهیز از ستمکارى
سوگند به خدا، اگر تمام شب را بر روى خارهاى سعدان  به سر ببرم، و یا با غل و زنجیر به این سو یا آن سو کشیده شوم، خوش تر دارم تا خدا و پیامبرش را در روز قیامت، در حالى ملاقات کنم که به بعضى از بندگان ستم، و چیزى از اموال عمومى را غصب کرده باشم.

 ص 461
چگونه بر کسى ستم کنم براى نفس خویش، که به سوى کهنگى و پوسیده شدن پیش مى رود، و در خاک، زمانى طولانى اقامت مى کند
2-پرهیز از امتیاز خواهى
به خدا سوگند، برادرم عقیل  را دیدم که به شدّت تهیدست شده و از من درخواست داشت تا یک من  از گندم هاى بیت المال را به او ببخشم. کودکانش را دیدم که از گرسنگى داراى موهاى ژولیده، و رنگشان تیره شده، گویا با نیل رنگ شده بودند. پى در پى مرا دیدار و درخواست خود را تکرار مى کرد، چون به گفته هاى او گوش دادم پنداشت که دین خود را به او واگذار مى کنم، و به دلخواه او رفتار و از راه و رسم عادلانه خود دست بر مى دارم، روزى آهنى را در آتش گداخته به جسمش نزدیک کردم تا او را بیازمایم، پس چونان بیمار از درد فریاد زد و نزدیک بود از حرارت آن بسوزد. به او گفتم، اى عقیل، گریه کنندگان بر تو بگریند، از حرارت آهنى مى نالى که انسانى به بازیچه آن را گرم ساخته است امّا مرا به آتش دوزخى مى خوانى که خداى جبّارش با خشم خود آن را گداخته است تو از حرارت ناچیز مى نالى و من از حرارت آتش الهى ننالم و از این حادثه شگفت آورتر اینکه شب هنگام کسى به دیدار ما آمد  و ظرفى سر پوشیده پر از حلوا داشت، معجونى در آن ظرف بود چنان از آن متنفّر شدم که گویا آن را با آب دهان مار سمّى، یا قى کرده آن مخلوط کردند به او گفتم: هدیه است یا زکات یا صدقه که این دو بر ما اهل بیت پیامبر (صلّى اللّه علیه و آله و سلّم ) حرام است. گفت: نه، نه زکات است نه صدقه، بلکه هدیه است. گفتم: زنان بچّه مرده بر تو بگریند، آیا از راه دین وارد شدى که مرا بفریبى یا عقلت آشفته شده یا جن زده شدى یا هذیان مى گویى به خدا سوگند، اگر هفت اقلیم را با آنچه در زیر آسمان هاست به من دهند تا خدا را نافرمانى کنم که پوست جوى را از مورچه اى ناروا بگیرم، چنین نخواهم کرد و همانا این دنیاى آلوده شما نزد من از برگ جویده شده ملخ پست تر است على را با نعمت هاى فنا پذیر، و لذّتهاى ناپایدار چه کار به خدا پناه مى بریم از خفتن عقل، و زشتى لغزش ها، و از او یارى مى جوییم.


با متن عربی بزرگتر کوچکتر 
نهج البلاغه مرکز طبع و نشر قرآن کریم صفحه 277 نهج البلاغه مرکز طبع و نشر قرآن کریم صفحه 278





جستجو فراز بعد فراز قبل 

در باره ما   |  تماس با ما  |   نظرخواهی

دفتر خدمات ویژه تبیان
مراجعه: 1,675,061,393