خدمات تلفن همراه تبیان

مناسبت ها - قمری - 22 ربیع الاول - شهادت شیخ خلیفه رهبر نهضت سربداران‌ (736 ق)

شهادت شیخ خلیفه رهبر نهضت سربداران‌ (736 ق)

شیخ خلیفه مازندرانی، فقیه مجاهد سده هشتم هجری قمری، پدر معنوی نهضت سربداران بود که موجبات تاسیس یک دولت شیعی و مبتنی بر فقاهت را در خراسان فراهم آورد.
از این رو آشنائی اجمالی با آن بزرگوار مناسب خواهد بود.

وی تحصیلات خود را نزد "شیخ بالوی زاهد آملی" گذراند.
ولی برخلاف استادش کناره‌گیری از دنیا و زندگی زاهدانه را برای سیر و سلوک کافی نمی‌دانست و بر این اعتقاد بود که باید با حضور در متن جامعه و ارشاد مردم و یاری ستمدیدگان رضایت خداوند متعال را جستجو کرد.
به همین سبب از استاد خود جدا شد.
مدتی را نیز از مکتب "شیخ رکن الدین علاء الدوله سمنانی" بهره برد.
سپس به سبزوار رفت.

در این شهر گروهی از عیاران و جوانمردان در برابر حکومت سفاک ابوسعید ایلخان مغول در خراسان از مردم بی پناه حمایت می کردند.
آنان مقدم شیخ خلیفه را گرامی داشتند.
وی "مسجد جامع سبزوار" را پایگاه هدایت مردم قرار داد.
مواعظ و خطبه‌های وی که برخلاف برخی از صوفی‌مسلکان، عرفان و سلوک الی الله را در دستگیری از ستمدیدگان و مبارزه با ستمگران توصیف می‌کرد برای عیاران، جوانمردان و جوانان سبزوار، جوین، بیهق و.
.
.
جاذبه بسیاری داشت و حلقه مریدان پرشور وی را بسیار وسیع و قدرت اجتماعی شیخ خلیفه را به شدت افزایش داد.

شیخ خلیفه، انتظار و مهدویت را در مبارزه با مظاهر ظلم و فساد و استیلای سرداران مغول می دانست و کشته شدن در این راه را شهادت در راه تحقق موعود توصیف می کرد.
این بیانات زمینه نهضتی را فراهم کرد که چند دهه بعد دولت شیعی سربداران را در خراسان تاسیس کرد.

تبلیغات وی نمی‌توانست برای سرداران مغول قابل تحمل باشد از این رو ابتدا علیه وی دست به تبلیغات منفی زدند.
به اشاره سرداران مغول چند نفری از علمای اهل سنت وی را رافضی و مرتد و خونش را مباح دانستند.
آنان در فتوای خویش گفتند: «شخصی در مسجد ساکن است و حدیث دنیا می‌گوید و چون او را منع می‌کنند منزجر نمی‌شود و بر مشی خود اصرار می‌نماید، چنین کسی واجب القتل باشد.
»
با این وجود سلطان ابوسعید ایلخان مغول با ملاحظه افزایش روزافزون محبوبیت شیخ خلیفه در میان جوانمردان خراسان، از پیامدهای قتل وی بیمناک شد.
علمای اهل سنت که موقعیت خود را با تبلیغات شیخ خلیفه در خطر می دیدند، خود دست به کار شدند و گروهی را مأمور کردند شیخ خلیفه را ترور کنند، اما با حفاظت هوشمندانه و پرشور جوانمردان از شیخ خلیفه نمی توانستند وی را به قتل برسانند.

با این همه سحرگاه 22 ربیع الاول سال 739 (مصادف با 26 آبان 714 ش) گروهی به مسجد هجوم بردند و شیخ را به هنگام عبادت دستگیر و به یکی از ستون های حیاط حلق آویز کردند.
سرداران مغول که از خشم جوانمردان سبزوار علیه خود به هراس افتاده بودند شایع کردند که شیخ خلیفه خودکشی کرده است! با این وصف این اقدام نتیجه بخش نبود.

پس از شهادت شیخ خلیفه، جوانمردان سبزواری ولایت شاگرد وی "شیخ حسن" اهل روستای جور را پذیرفتند، اما برای اینکه او نیز گرفتار فرجام شیخ خلیفه نگردد وی را از نظرها پنهان کردند و کوشیدند دست سرداران مغول به وی نرسد.
جمعی از این جوانمردان، خود را در انظار عمومی "شیخ حسن جوری" نامیدند و شعار «سر به دار می دهیم، تن به ذلت نمی‌دهیم را سر می‌دادند.
چون مغولان آنها را به شهادت می‌رساندند بازهم با "شیخ حسن"های دیگر مواجه می‌شدند.

نهضت آنها سرانجام به تاسیس دولت سربداران در خراسان و شرق ایران منجر گردید.
این دولت گرچه بیش از چند دهه دوام نیاورد ولی نظامات اجتماعی خود را بر مبنای فقه شیعه تنظیم کرد و توانست جامعه را از «تشیع صوفی منشانه» به «عرفان مبتنی بر فقاهت و مقید به شریعت» سوق دهد.
از این رو سربداران در سیر تکامل جامعه ایرانی نیز بسیار موثر بودند.
پس از شیخ حسن جوری، "علی موید" حاکم سربداران، طی مکاتبه‌ای با شهید اول، از ایشان دعوت کرد که برای ولایت و سرپرستی شیعیان به خراسان سفر کند.
ولی شرایط برای هجرت وی به خراسان مهیا نشد.







لیست مناسبت ها مناسبت بعد مناسبت قبل بزرگتر کوچکتر 


دفتر خدمات ویژه تبیان
مراجعه: 1,676,886,968